انگار همین جا نشسته. درست کنار پنجره رو به رودخانه...
دف می زند، شعر می خواند،‌ می رقصد و می رقصاند
دیوانه می کندم...
آدم باید دیوانه باشد اگر دیوانه نشود...
می خوانمش، دلم بارها می لرزد.
لبخند روی لبم می نشیند و اشک در چشمم حلقه می زند...نه! از چشمم فرو می ریزد!
دلم می خواهد کلمه شوم و در آغوش شعرش جاری شوم
چه حسی در عمق نگاهش موج می زند و چه دردی در سکوتش پنهان می شود!

از نردبام آسمان بالا رفت
از ماه هم بالاتر
رفت و رفت تا ستاره شد
خوش به حال زمین! تنها سیاره ای که ستاره می آفریند!

زلیخای دلم امشب بی قرار است!
ببار باران
امشب فرشته ها "یوسفمان" را بردند....

***

ببخشید اگر کلامم گسسته است
صد بار نوشتم و پاک کردم!
باور کنید کم آوردم...

سی و سومین سالگرد پرواز فردوسی شعر خوانسار، شاعر شیرین سخن استاد یوسف بخشی خوانساری تسلیت باد!
روحش شاد و یادش همیشه در دلها جاودانه باد

....
ز شعر دلکشم هر کی که دینه
ز سرمسی نشاط و کام گیرو

اگه شعر من اندی دلنشینو
از اینو کز تو هی الهام گیرو

------------------

پ. ن :

استاد بخشی در راسخون
استاد بخشی در ویکی پدیا
چند شعر از استاد بخشی

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ |


غروب ۱۴ تو راه برگشت از سفر رسیدیم نزدیکی های گلپایگون! وایسادم گوجه، خیار و سیب زمینی بخرم.
قیمتو پرسیدم، گفت گوجه ۵۰۰۰ تومنه! گفتم بابا چه خبره؟ اگه اینجوره به جاش پرتقال بخرم که به صرفه تره! گفت خوب پرتقال هم که همین قیمته. گفتم نه بابا چی می گی مگه ۱۵۰۰ نبود؟!

طرف مات و متحیر وایساده منو نگا می کنه. فکر کرده منم یکی از اصحاب کهفم!
خوب ۱۳ روز عید آدم بره مهمونی همینه دیگه! قیمت میوه رو که تو بشقاب میوه نمیان جلوش بذارن!!!!

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در یکشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۲ |
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران‌خورده پاک
آسمانِ آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطر نرگس، رفص باد
نغمۀ شوق پرستوهای شاد
خلوتِ گرم کبوترهای مست

نرم‌نرمک می‌‌رسد اینک بهار
خوش به‌حالِ روزگار

سلام. قبل از هر چیز باید ضمن عرض تبریک حلول سال جدید خدمت تمامی خوانندگان خوب این وبلاگ به ویژه همشهریان خوب خوانساری در سراسر جهان از عنایت همه عزیزانی که نسبت به این کمترین، محبت داشتند و با ارسال پیامک و ایمیلهای پر مهر یا به صورت تلفنی بنده رو مورد لطف قرار دادند صمیمانه تشکر کنم.
---------

نیمروز دیروز سال ۹۱  به پایان رسید! و آخرش نفهمیدیم که نصف دیگرش رو پای ۹۱ باید نوشت یا ۹۲. البته سوال دیگری که ذهنو درگیر می کنه اینه که بالاخره تکلیف متولدین این روز (۳۰ اسفند)چی میشه؟ جشن تولدشون رو باید ۲۹ اسفند بگیرن یا اول فروردین؟!

بالاخره بعد از این همه انتظار سال ۹۲ هم اومد! الهی شکر. شروعش بد نبود. لااقل مثل سال گذشته غم انگیز نبود. فرصتی بود برای دیدن اونایی که یک ساله سیر نتونستم ببینمشون. کسایی که شاید به دلیل گرفتاریهای کاری روزمره وقت چندانی دست نمی داد که جز یه سلام و احوال پرسی سریع باهاشون حرفهایی دیگه داشته باشم. حداقلش اینه که امروز کسی یادش نبود از اقتصاد و سیاست و عمران شهری و این جور مباحثی که عمدتاً توی گفتگو با مردم راجع بهش بحث می شه، حرف بزنه. کلاً همه حرفها بهاری -البته نه از نوع خاص اون!- بود.
عید یک فرصت طلایی واسه تجدید دیدارها و زنده کردن خاطره های قدیمیه. یادش بخیر خونه پدربزرگ. خدا بیامرزدش. هنوز تیزی ته ریشش موقع روبوسی رو صورتم حس می کنم. یاد اون اسکناسهای ده تومنی که بهمون عیدی می داد بخیر. خدابیامرز اگه اعتراض می کردی که کمه همونم می خواست پس بگیره و می گفت: بچه نباید اینقدر رو داشته باشه!!!
آخی... یاد مادر بزرگ (مادری) بخیر! روحش شاد باشه. تا وانشون ۵ نفره با موتور می رفتیم! بابا جلو، ما سه تا برادر وسط و مادر آخر می نشست! سرکوچه تا از موتور بابا پیاده می شدیم، به عشق زودتر رسیدن به در خونه با هم کورس میذاشتیم! تا می  رسیدیم در خونه و در می زدیم، خاله با شوق و ذوق فراوون از اون بالا صدامون می زد و پله ها رو دوتا یکی می کرد تا درو واسمون وا کنه. چقدر یادآوری اون لحظات شیرین و البته به نوعی غم انگیزه! امروز اون خونه رویایی مادربزرگ فقط یه چاردیواری خرابه بیشتر نمونده. خدا رحمتش کنه.
خدا رحمت کنه همه اونایی که دستشون از دامن دنیا کوتاه شده و خدا همه عزیزانمون رو واسمون نگه داره.

-----
پ. ن۱. دقت کردین که درست یک دو ساعت بعد  از تحویل، وقتی همه لباس نو پوشیدن و عطر و ادکلن زده، آماده دید و بازدید و دیده بوسی میشن، آدمهای بی منتی هستند که از همه این لذتهای روز عید و درکنار خانواده بودن زدن و دارن چهره شهر رو از آلودگی پاک می کنند تا بهار همچنان زیبا و بهاری بمونه؟ دست همه کارگرای زحمتکش شهرداری که با لباس سبز و نارنجی حتی روز عیدو هم دست از تلاش و کار نکشیدن رو می بوسم  و به همشون خدا قوت می گم. بی خبر نیستم که تا شب عید هم تلاش برای عمران و زیبایی شهر قطع نشده بود. آقای شهردار دست شما و پرسنلتون درد نکنه. خسته نباشید...

  

پ.ن ۲. به رسم هر سال چند روزی رو میرم دیار همسر مکرمه. اگر دیدین آپ نمی کنم نگران نباشید. خدا رو چه دیدید شاید هم قسمت شد و از اونجا آپ کردم!! شادزی

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در پنجشنبه یکم فروردین ۱۳۹۲ |

در اواخر سال ۸۸ به همت کمیته فرهنگ شهروندی شورای اسلامی شهر و شهرداری خوانسار در کنار برگزاری جشنواره باشکوه ۷ سین با مشارکت بانوان هنرمند خوانسار و با حمایت شهردار محترم وقت، برای اولین بار تصمیم به انتشار تقویم مفاخر شهرستان خوانسار گرفته شد. درهمان سال با کمک و حمایت دوستان عزیز از جمله محقق ارجمند جناب آقای حمیدرضا میرمحمدی و مساعدت برخی دیگر از شهروندان شروع به تدوین این تقویم نمودم و برخی از چهره های شاخص شهرستان که تاریخ تولد یا درگذشتشان مشخص بود را شناسایی و در این تقویم گنجاندم. استقبال خوب شهروندان در داخل و خارج از شهرستان مشوقی برای ادامه کار بود تا در سال بعد نیز تقویم فرهنگی سال ۱۳۹۰ شهرستان در ۴ برگ با تصاویری از خوانسار،اشعاری با گویش خوانساری و همچنین پیامهای شهروندی با مناسبتهای ملی و همچنین مناسبتهای بومی خوانسار (که با رنگی مجزا مشخص شده بود) توسط کمیته فرهنگ شهروندی منتشر شود. دومین جشنواره هفت سین و آیین های نوروزی سال ۹۰ نیز بسیار باشکوه تر از سال گذشته و با شرکت فوق العاده بانوان هنرمند و خلاق شهرستان برگزار شد که در نوع خود بی نظیر بود و ضمن ایجاد نشاط و شادابی در آستانه نوروز، فرصتی برای معرفی توانمندیهای بانوان شهرستان و حتی عرضه و فروش برخی از تولیدات آنان در این نمایشگاه و پس از آن نیز بود.
اما در سال گذشته به دلایلی شهرداری نه تنها با برگزاری جشنواره هفت سین -که تصمیم بر برگزاری آن به صورت منظقه ای با شرکت شهرهای مجاور داشتیم- که با انتشار تقویم فرهنگی چندان موافق نبود. در سال جدید هم قرار بود تقویم فرهنگی با هدف معرفی مشاهیر و مفاخر شهرستان به شهروندان و به ویژه میهمانان نوروزی در صفحه میانی ویژه نامه ۶۰ صفحه ای نوروزی شهرداری جای گیرد که این امر نیز میسر نگردید.
با همه این مقدمات و تفاصیل و با توجه به دینی که بر گردن خود نسبت به بزرگداشت و تکریم بزرگان و مفاخر شهرستان احساس کردم، تصمیم گرفتم شخصاْ تقویم فرهنگی امسال را به صورت ۱۲ صفحه جهت استفاده عزیزان علاقمند به فرهنگ شهرستان در سراسر جهان در این وبلاگ قرار دهم. این صفحات به گونه ای طراحی شده که هم قابل استفاده در پس زمینه دسکت تاپ و هم قابل چاپ و استفاده به عنوان تقویم رومیزی خواهد بود. امیدوارم این هدیه ارزشمند عیدی خوبی برای دوستداران خوانسار پر افتخار باشد. جا دارد از دوست هنرمندم، علی معصومی عزیز که افتخار استفاده از عکس های زیبایش در این تقویم را نصیب بنده نمود تشکر ویژه ای داشته باشم.
در ضمن از همه عزیزان درخواست دارم ضمن بهره مند نمودن بنده از نظرات ارزنده خود، مناسبتهای جدیدی که دارای تاریخ دقیق و مشخصی است را برای تکمیل و گنجاندن در تقویم فرهنگی سال آینده در بخش نظرات وبلاگ وارد نمایند.
در پایان ضمن آرزوی سلامت، تندرستی و پیروزی برای همه عزیزان، سال نو را خدمت تمامی شهروندان خوانساری و خوانساریان سراسر جهان تبریک عرض می نمایم.

برای دانلود تقویم فرهنگی خوانسار اینجا کلیک کنید

تقویم فرهنگی سال ۱۳۹۲ شهرستان خوانسار
حجم: ۲.۵۶ مگابایت
رمز بازگشایی: dahaghin.ir


برچسب‌ها: تقویم فرهنگی خوانسار, مفاخر خوانسار, مشاهیر خوانسار
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱ |

برادر بزرگوارم، علی اکبر عزیز
موفقیت شما در آزمون دکترای تخصصی سال ۹۱ و قبولی در رشته دکترای مشاوره دانشگاه علامه طباطبایی نه تنها موجب بالندگی من و خانواده که مایه افتخار همه همشهریان خوب و فرهنگ دوست خوانسار، به ویژه همکاران عزیز فرهنگی است.
سلامت، توفیق و پیروزی در مراحل بعدی زندگی و درخشش در اوج پله های ترقی را برایتان آرزومندم.


برچسب‌ها: تبریک, دکترا, علی اکبر دهاقین
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ |

اگر به یاد داشته باشید در تابستان گذشته شهرداری محترم خوانسار ضمن انجام اقداماتی در راستای نکوسازی و بهسازی پارک سرچشمه، مدیریت پارک در خصوص کنترل ورودی و خروجی های خودروها به پارک و مدیریت اسکان مسافران را به بخش خصوصی واگذار نمود. در سال جاری نیز با توجه به این که اقدامات دیگری جهت نکوسازی پارک و افزایش برخی خدمات دیگر از جمله ایجاد آبنما، شهربازی، قهوه خانه سنتی و ... توسط پیمانکار بخش خصوصی در پارک در حال انجام است، شهرداری عوارض ورودی پارک را به شرح ذیل به شورا پیشنهاد داده است. (این عوارض صرفاً برای مسافران و گردشگران است و از شهروندان خوانساری و افراد ساکن در شهر وجهی دریافت نخواهد شد.)

عوارض ورودی پارک سرچشمه:
خودروی سواری ۴۰۰۰ تومان
می نی بوس ۸۰۰۰ تومان
اتوبوس ۱۰۰۰۰ تومان

با توجه به توضیحات فوق، مایلم نظرات شما خوانندگان عزیز در این رابطه را از طریق شرکت در نظرسنجی ستون سمت چپ وبلاگ و همچنین نکات و پیشنهادهایی که شما عزیزان در بخش نظرات ارائه خواهید داد، جویا شوم.

قبلاً از همکاری شما در این نظرسنجی سپاسگزاری می کنم.

----------------------------------------------------------------------------------

با تشکر. نظرسنجی به پایان رسید

نتیجه:

نظر شما در خصوص عوارض ورودی سرچشمه چیست؟
1- باتوجه به امکانات جدید خوب است: ۸ رای
2- بهتر است بیشتر شود: ۳ رای
3- بهتر است حذف شود: ۳ رای
4- بهتر است کمتر شود: ۷ رای

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۱ |

چند ماه پیش دوستان انجمن خوشنویسان خوانسار، در جلسه ای در شورای شهر موضوع برگزاری یک دوره مسابقه خوشنویسی در شهرستان به مناسبت هفته خوشنویسی (۲۴ تا ۳۰ مهر) را مطرح و (با توجه به این که اداره محترم ارشاد خوانسار به عنوان یگانه حامی هنرمندان شهرستان به دلیل کثرت امور فرهنگی هنری محوله کف گیر بودجه شان در این گونه موارد به ته دیگ می خورد) درخواست مساعدت جهت تامین بخشی از جوایز این مسابقه را نمودند. دوستان شورا هم طبق روال همیشگی حمایت از اقشار فرهیخته جامعه به ویژه هنرمندان و ورزشکاران شهرستان ضمن تاکید بر حفظ شأن و حرمت هنرمندان در این رابطه قول مساعد دادند و قرار شد با مساعدت فرمانداری محترم و شورا جوایز تامین گردد تا دوستان عزیز انجمن با خیالی آسوده و فارغ از دغدغه های مالی به کارشان مشغول شوند. فراخوان اطلاعیه به شرح این لینک منتشر شد. چندی بعد از طریق وبلاگ انجمن نتایج را هم ملاحظه کردیم.

خلاصه این که یکی دو هفته قبل نامه ای از انجمن مشاهده کردیم که بله آقا ما مسابقه را برگزار کردیم، مراسمی هم با حضور بعضی مسوولین گرفتیم و جایزه هاشو هم دادیم. حالا لطف کنید پول جایزه هارو که قول دادین بدین!! ما هم متعجب که عجب برگزارکننده ها و حمایت کننده هایی بودیم که خودمون رو هم در مراسم تقدیر از هنرمندان دعوت نکردند. گفتیم عیب نداره در راستای حمایت از هنرمندان شهرمون به تعهدمون عمل می کنیم و هر چی رو که قول دادیم از اعتبارات فرهنگی شورا تصویب می کنیم، اما از دوستان هم گلایه کردیم که بابا حداقل می گفتید به احترام دوستان تو مراسمتون می اومدیم یا حتی می ذاشتین در یکی از مراسم جشنهای دهه فجر یا یه مراسم بزرگ دیگه از دوستان تقدیر می کردیم نه اینجورغریبانه.  نکته جالب این که تازه یکی از دوستان گلایه مند بود که چرا هیچ کدوم از اعضای شورا توی مراسم حضور نداشتند! تا این که پس از مباحثات و مذاکرات فیمابین، کاشف به عمل آمد که اداره پرتلاش دعوت کننده اصلاْ شورا را به مراسم مذکور دعوت نکرده بود، در حالی که نیمی از جوایز به ارزش ۸۰۰ هزار تومان توسط شورا و نیمی توسط فرمانداری محترم تقبل شده بود و آن اداره محترم -حداقل تا آنجایی که بنده خبردارم-عملاْ هیچ نقشی جز ارائه گزارش و ثبت افتخار برگزاری این مسابقه نداشت!

امشب بر حسب کنجکاوی در گوگل مسابقه خوشنویسی خوانسار را جستجو کردم و به نکته جالبی برخوردم:
خبری در سایت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان مربوط به خبر برگزاری مسابقه خوشنویسی در خوانسار با این لید: به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان خوانسار مسابقه خوشنویسی برگزار خواهد شد! اینجا بود که فهمیدم کلاً قضیه دعوت بر حسب فراموشی بوده !!و در دلم بسیار نازیدم به آن همت!!!!

راستی نمی دونم چطور شد که ناخودآگاه یاد این لطیفه افتادم: بعد از مراسم کلنگ زنی یک پروژه، خبرنگاری از یکی از شرکت کنندگان پرسید، ببخشید شما هم در این مراسم نقشی داشتید؟ فرمود: بله، وقتی دوستان کلنگ می زدند من هم اِهِنّش را می گفتم!!!

 


برچسب‌ها: ارشاد, خوشنویسی, شورا
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در یکشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۱ |
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱ |

نقد را «سره از ناسره جدا کردن» و «شناختن محاسن و معایب» گفته‌اند. در اصطلاح، نقد به مفهوم داوری و قضاوت دوجانبه در مورد یک گزاره‌است. این واژه در لغت به معنای «بهینِ چیزی را گزیدن» آمده‌است. انتقاد اگر چه معادل این واژه نیست و تفاوت‌هایی مفهومی با آن دارد، اما همواره همراه این واژه بوده‌است.

نقد یعنی پیدا کردن خوبی ها از میان بدی ها .نقد به یک اثر کمک میکند که ان اثر اعتبار یابد.اگر از یک کار یا یک مقاله ویا... انتقاد شود باعث می شود که نقاط بد آن کار اصلاح قرار گیرد.نقد در هر زمینه اصول و قواعد خاص خود را دارد .... امروزه نقد در تمامی عرصه ها علمی فرهنگی سیاسی و... وجود دارد و این نقد باعث پیشرفت اثر یا شخص می شود. البته در نقد باید به دیگران و نظر انها احترام بگذاریم. نقد باید با رعایت اصول اخلاقی و با دیدی کارشناسانه انجام شود.

دانشنامه آزاد ویکی پدیا

چندی پیش وبلاگی به نام خوانسار امروز –درست همنام اولین ویژه نامه مطبوعاتی خوانسار در اوایل دهه 80 که سردبیری آن به عهده اینجانب بود- توسط شخصی ناشناس با آدرس naghd0371.blogfa.com پا به عرصه وبلاگ نویسی خوانسار گذاشت. گرچه آدرس وبلاگ، برآورده شدن انتظار ظهور وبلاگی تخصصی در حوزه نقد در شهرستان را نوید می داد، اما مقدمه و پروفایل آن نشان از گذاشتن خشت کجی داشت که معمار آن با بی سلیقگی تمام، کج رفتن آن را نه تا ثریا بلکه تا طبقاتی سست تر از آنچه خود می پنداشت فریاد می زد...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۱ |

اِمرو رو انگاشتمون خوساری به امّا انگار هیشکی حواسژ نبه!هیشکدوم اِز وبلاگاجی خا هیچیژون واننوشته به. هاماجی قِرار بِه یَگ برنامه ای بینِمین اِمّا چون آماده نَبِه، بیمون نا بخچه یه وختی تر.

اِمّا وُس این که به قول معروف عریضه خالی نبو، یگ فایلیم بخچدون بینو دانلود کردین که یگ وازی خیلی ساده ایو وُس وچا که همین امروم راس کرتی. فکرِ کِران خوشدون بیو. اگه دوس داردین بی زحمت:

از یاچن دانلود کردین

راسّی رمزژ جی اینو:dahaghin.ir

حجم: ۵.۷۲ مگ!

..............................................................................

پ.ن. یادم وانشو از آقا مرتضی غضنفری از بابت زحمت کلمای خوساری این برنامیه تشکر کران
پ.ن ۲. دسّ آقا ک درد نکرو بخچه راهنمایی! (خداوِکیلی گیره ده معادلژ جی وانیویس!!)

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در پنجشنبه سوم اسفند ۱۳۹۱ |

این ترانه بوی نان نمی‌دهد
بوی حرف دیگران نمی‌دهد

سفرهء دلم دوباره باز شد
سفره‌ای که بوی نان نمی‌دهد

نامه‌ای که ساده و صمیمی است
بوی شعر و داستان نمی‌دهد:

با سلام و آرزوی طول عمر
که زمانه این زمان نمی‌دهد

کاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمی‌دهد

یک وجب زمین برای باغچه
یک دریچه، آسمان نمی‌دهد

وسعتی به قدر جای ما دو تن
گر زمین دهد، زمان نمی‌دهد!

فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمی‌دهد

...

ناامیدم از زمین و از زمان
پاسخم نه این ، نه آن…نمی‌دهد

پاره‌های این دل شکسته را
گریه هم دوباره جان نمی‌دهد

خواستم که با تو درد دل کنم
گریه‌ام ولی امان نمی‌دهد…

انگار تمام غمهای عالم را تکه تکه کردند و هر تکه ش رو مثل ابر ریختند تو آسمون سال ۹۱ تا هر از گاهی رو سرمون بباره. از همون روز تحویل سال، خبر شوم مرگ  کسی رو شنیدم که واسم مث یه خواهر بود. آخرین روز فروردین هم دست کمی از روز اولش نداشت، سرد بود و غمگین.  تو نمایشگاه هفته خوانسار  شنیدم که عماد عزیز پر کشید و رفت.... تو این گیر و دار بی وفایی دنیا چهل روزی هم وبلاگم سیاه پوش رحلت اسفناک حاج آقا علوی عزیز شد. دیگه همه شاکی شده بودند که این سکوت غم انگیز وبلاگمو بشکنم. کامنتهای محبت آمیز دوستان داشت آمادم می کرد واسه یه شروع تازه. تا این که یه خبر شوم دیگه وجودم رو پر از درد کرد!

همین دیروز ساعت آخر داشتیم با هم تمرینها رو دونه دونه حل می کردیم. دارم فکر می کنم که کدوم تمرینا به اون رسید. یادمه رفتم بالای سرش و تمریناشم نگاه کردم و زود گذشتم. کاش بیشتر باهاش حرف می زدم. کاش هیچ وقت زنگ نمی خورد و تا غروب همینجور تمرین حل می کردیم و نمی رفتیم خونه. کاشکی اون نمی رفت خونه!

چهره دوست داشتنیش یه لحظه از جلوی چشام محو نمیشه. نه! باورم نمیشه! تو اون «چهره با صفا»، اون «نگاه نجیب و پر از حیا» و اون «کلام سرشار از ادب» اصلاً اثری از مرگ نبود! شک ندارم.

خبر دلخراش و باورنکردنی بود. بدون خداحافظی رفت! انگار دلش از اینجا گرفته بود. انگار از ما خسته شده بود. نه! حتماً «بوی بهشت» به مشامش خورده بود و دنبال بهونه می گشت.

امروز تو وصفهای مختلفی که از دوست و آشنا و همکارا ازش شنیدم، همه از ادب و نجابتش می گفتند. هیئتی ها می گفتند یکی از خدّام خوب هئیت رفته پیش اربابش.

 خدا به خانوادش صبر بده. خیلی دردناکه! اما واسه من هیچ چیز وحشتناک تر از لحظه ای نیست که می خوام برم توی کلاس اول! بعید می دونم جرأت کنم ته کلاس رو نگاه کنم و جای خالیشو ببینم. خدا بهم طاقت بده! هنوز باور نمی کنم باید اسم «محمدحسین شرفی» رو از لیست کلاسم خط بزنم... نه! محمدحسین خواهد بود، اگه جسمش نیست اما عطر یادش همیشه توی کلاس و مدرسه پیچیده. اینو همه می دونن. حتی شیطون ترین همکلاسیهاش که امروز زار زار گریه می کردند و واسه بدرقش رفته بودند بهشت فاطمه... روحش شاد....

حمید عزیز تسلیت مرا پذیرا باش.

پ ن: فرازی از دعای عرفه اما سجاد(ع): خدایا! تو را به غیب دانی و قدرتی که بر آفرینش داری سوگند می‌دهم تا موقعی که زندگی را برای من بهتر می‌دانی مرا زنده نگهدار و موقعی که مرگ را برای من بهتر می‌دانی مرا بمیران.

-----------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:

خاموش شد خورشید گرم چشمهایت
رفتی مرا آتش زدی با خنده هایت
کیف و کتابت منتظر مانده است برخیز
دلتنگ شد،سجاده و مهرت برایت
نا مهربان بودیم اگر ما را ببخشای
غمگین مرو از پیش ما نزد خدایت
این ابر محزون و عزا پوش دل ماست
آرام می بارد به روی رد پایت
رفتی سفر خوش خاطرت آرام اما
ما را مکن محروم جانا از دعایت
                                                     
                                                                        شعر از مجید شرفی

 از همه دوستان و عزیزانی که در مراسم تشییع ،تدفین،ترحیم محمد حسین شرفی حضور به هم رساندند و به خصوص دوستان وبلاگ نویس ،همکلاسیهای آن مرحوم وهمه عزیزانی که با اظهار همدردی و درج پیام تسلیت در وبلاگهای مختلف تسلای
خاطر بازماندگان را فراهم نمودند تشکر و قدردانی نموده وآرزوی توفیق و سلامتی ایشان را از درگاه ایزد منان خواستارم .         
                                               
حمید شرفی از طرف خانواده های شرفی و فتاحی

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ |

روح بلند معلم آزاده، عالم وارسته و روحانی جلیل القدر "حضرت آیت ا... حاج سید مرتضی علوی خوانساری(ره)" به ملکوت اعلا پیوست.
وصف این غم جانکاه در قلم نمی گنجد.
چگونه باور کنیم که دیگر آن لبخند عارفانه و آن کلام مهربان را تکراری نخواهد بود!

 

عکس از وبلاگ هیئت حسینی

...
آنچه مانده است خاطراتی است از وجود پر مهر آن عزیز که مثل برق از جلوی دیدگانمان می گذرد.
روحش قرین رحمت حق و همنشین سفره با کرامت ائمه اطهار علیهم السلام در بهشت برین باد.

 


برچسب‌ها: مشاهیر خوانسار, خاطرات, مرحوم آیت الله علوی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱ |

بدین وسیله از کلیه وبلاگنویسان عزیزی که مایل به شرکت در نشست کمیته های تخصصی با حضور جناب آقای میرمحمدی نماینده محترم شهرستان های خوانسار و گلپایگان در مجلس شورای اسلامی هستند، درخواست می گردد با نوشتن نام و شماره تلفن خود در بخش نظرات این وبلاگ (به صورت خصوصی) اعلام حضور نمایند.
لازم به ذکر است که جلسه مذکور ساعت ۴ بعد از ظهر روز شنبه ۶/۸/۹۱ در سالن جلسات شهرداری برگزار می گردد.

-------------------------------------------------

پ .ن: سایر دوستان صاحبنظر و علاقمند به همکاری نیز می توانند جهت شرکت در این نشست اعلام امادگی نمایند.

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در چهارشنبه سوم آبان ۱۳۹۱ |


برچسب‌ها: پیش دبستانی, باران
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در پنجشنبه ششم مهر ۱۳۹۱ |
به اطلاع دوستداران شعر و ادب می رساند، روز چهارشنبه جلسه ای با موضوع "بررسی جایگاه شعری حکیم زلالی خوانساری (شاعر قرن 10 و 11 هـ. ق)" ، به همت گروهی از دوستداران فرهنگ و ادب شهرستان و با همکاری شهرداری خوانسار، برگزار خواهدشد. لازم به ذکر است در پایان این مراسم، حاضرین به شعرخوانی و نقد آثار یکدیگر خواهند پرداخت.
زمان چهارشنبه مورخ 15 شهریور 1391 ساعت 16:30
مکان: سالن کنفرانس شهرداری خوانسار
حضور برای عموم علاقه مندان _مادام که فضای سالن اجازه دهد _ آزاد می باشد.
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۱ |
 
مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر