X
تبلیغات
یادداشت های خسرو دهاقین... - نقد

دخترم با علاقه زائدالوصفی مشغول رنگ کردن است! برگه طویلی به طول بیش از نیم متر و عرض حدوداً 15 سانتی متر با عنوان «قصه غدیر» - که هر طرف به چهار صفحه تقسیم شده- را از مدرسه به او داده اند تا رنگ آمیزی و با نوشتن «بیعت نامه غدیر» در مسابقه ای استانی شرکت کند. 

چون کلاس اول است و هنوز خواندن را یاد نگرفته از من می خواهد تا برایش نوشته های روی برگه را بخوانم. راستش اولین مشکلم این است که از کدام صفحه شروع کنم، چون صفحه ها فاقد شماره اند. به هر حال ترتیب اشعار از راست به چپ بعد از صفحه مقدمه اینطور بود که مطمئناً ترتیب درستی نیست:

چی گفت چی گفت پیامبر
چی گفت به هر همسفر

هر پسر و هر پدر
هر حاجی و همسفر

پیمبر خدا،
خواست از همه ی حاجیها

تا همگی تو ی غدیر

با هم دیگه جمع بشن
حرف اونو گوش کنن

می دونین غدیر کجاست؟

می دونین

روز غدیر، چه روزیه؟

پیمبرِ خدا،

دست علی رو برد بالا،

تا همه اونو ببینن

راه علیٌ مرتضی، راه من و راه خداست
دوست علیّ مرتضی، دوست خدای باوفاست

خدای خوب و مهربون
پیام داد به مصطفی:

که ای رسول باوفا،

آنچه به تو وحی کردم،

بگو به همه ی مسلمونا

تا همگی پس از تو،
راهِ شونو بدونن

قصد نقد شعر ندارم. چرا که این کار که حاصل تلاش کارشناسان محترم اداره کل قرآن، نماز و عترت معاونت پرورشی و فرهنگی اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان است، علیرغم تصویرسازی زیبا، از نظر محتوایی آنچنان ضعیف است که هر خواننده آشنا به شعری می تواند ایرادهای وزنی و قافیه ای فراوانی را به آسانی در آن پیدا کند. پرسشی که در ذهنم ایجاد شده این است که آموزش و پرورشی که خود باید متولی امر آموزش صحیح و پرورش درست اندیشه های دانش آموزان باشد، با انتشار چنین کارهای ضعیف از نظر شکلی و حتی محتوایی چگونه می تواند رسالت خود را در این امر به نحو صحیح ایفا کند؟  اصلاً چه ضرورت و الزامی بوده که واقعه غدیر به صورت شعر و آن هم اینچنین ضعیف ارائه شود؟ آیا دانش آموز با خواندن این اشعار با واقعه غدیر آن گونه که باید و شاید آشنا می شود؟
به راستی آیا این گونه سطحی نگری به مسائل فرهنگی و دینی می تواند منجر به رشد و بالندگی دانش آموزان و نونهالان شود؟ آیا در ورای این گونه کارها مطالعات کارشناسی از سوی متخصصین امر صورت گرفته و پس از آن اقدام به تهیه چنین مجموعه ای و موارد مشابه می شود؟ آیا آموزش و پرورش همانگونه که برای ارسال و عدم ارسال نامه های خود به واحدهای اموزشی کمیته های مستندسازی تشکیل می دهد، برای انتشار چنین محتویاتی نیز اقدام به تشکیل کمیته های تخصصی مشابه می نماید؟ ...

البته به نظر می رسد این مشکل صرفاً مربوط به آموزش و پرورش نیست. متاسفانه نمونه های مشابهی نیز در عرصه های مختلف تحت عنوان کار فرهنگی بدون انجام مطالعات و کارشناسی های لازم انجام می شود که جز صرف هزینه هایی از جیب بیت المال و غیر از ارائه گزارش عملکردی برخی دستگاههای فایده خیلی بیشتری نمی توان برای آن برشمرد.  دقت در انتخاب مدیران فرهنگی و گماردن افراد متخصص در جایگاههای فرهنگی در دستگاههای مختلف می تواند کارهای فرهنگی را حتی اگر با هزینه های کمی هم انجام شود، اثرگذار تر نماید.


برچسب‌ها: کار فرهنگی, معاونت پرورشی آموزش و پرورش, نقد شعر, اداره کل آموزش و پرورش اصفهان
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در یکشنبه پنجم آبان 1392 |

آدم گاهی وقتها کلی چیز می شنوه اما نمی دونه راسته، دروغه، شایعه است یا واقعیته؟! از بس اطلاع رسانی ها دقیق و شفافه، آدم سریع می فهمه چی شایعه است و چی نه. میگین نه؟! فردا که این مطلب منتشر بشه تکلیف این شایعه ها روشنه!

مثلاً شنیدیم که یه برادر وحید یا وحیدی نامی که احتمالاً همون وزیر محترم دفاع کشوره امروز توی منطقه ما بوده، آخه عزیز من، ما این جا پروژه نظامی یا دفاعی داریم! حالا وزیر ارشادو بگی یه چیزی. بالاخره دوتا سفر قول مجتمع فرهنگی دادند این آخر کاری ممکنه عذاب وجدان بگیره بیاد کلنگو بزنه و بره! تازه اگه وزیر هم بیاد یعنی هیچ کس حتی من نماینده مردم هم نباید خبردار می شدم؟ پس نتیجه می گیریم این قضیه شایعه است!!

حالا مثلاً این که میگن استاندار قراره با تعدادی از مدیران و مسوولین فردا بیان خونسار که شایعه نیست. تقریباً قریب به یقینه اما این که سفر خونسار تفریحیه و قراره برن پارک سرچشمه و هتل زاگرس و بعدش هم احتمالاً گلپایگون حتماً شایعه است. حالا چرا شایعه؟ علتش اینه که آقای استاندار قراره سر راهشون اول خونسار بایستند و پایگاه امداد جاده ای که توسط هلال احمر و با همکاری شهرداری ایجاد شده رو افتتاح کنند (البته به اتفاق ۶۰-۷۰ نفر مهموناشون! بالاخره پروژه عظیمیه!!)

در ثانی آقایان شایعه پرداز! خوبه که در برابر چشم همتون در اقدامی بی نظیر (با این که همه جای دنیا نشان شهروند افتخاری - و نه نمونه - رو شورا و شهردار به مهمونای خاص می دن)، فرماندار خوانسار یه مدال شهروندی نمونه خونسار رو به جناب استاندار دادن! این پارک و هتل هم که متعلق به شهروندای عزیز و مهموناشونه. خداوکیلی شما اگه مهموناتونو ببرین پارک کسی تو بوق و کرنا می کنه؟ تازه مگه قراره خرجشونو شما بدین؟!

همین شماهایین که عوض تشکرتون هی راه میفتین توی کوچه و بازار و می گین نقشه تونل خونسار هنوز به دست پیمانکار نرسیده و تونل بلاتکلیفه! خوب عزیز من! چه جور باید به شما حالی کرد که پروژه ای که پیمانکارش هنوز صد درصد قطعی نیست و هر لحظه ممکنه قراردادش دوباره با یه شرکت دیگه بسته بشه، واسه چی باید نقشه اونو برداشت و  برد دست پیمانکار داد که گم بشه؟ هیچ می دونید که اگه باز هم پیمانکار عوض شد و شرکت فعلی، نقشه رو برداشت و با خودش برد، اونوقت دو سه سال باید دنبالش گشت تا نقشه رو ازش گرفت (اونم اگه پاره پوره نشده باشه)؟  ضمناً قربون اون شکل ماهتون! مگه از اون گردهمایی خودجوش مردمی واسه تحویل و تحول پروژه از اون قرارگاه به این قرارگاه چند روزه گذشته؟ شک ندارم که عزیزان گذاشتن نقشه رو توی یه روز گرم تابستونی طی مراسمی دیگه با حضور جمعیتی چند برابر جمعیت قبلی در همون محل کلنگ زنی تحویل بدن که لااقل مردم یه شیرینی و شربتی هم از قبلش بخورند. شیرینی کار به همین چیزاس دیکه!

به هر حال اینارو گفتم تا اگه خدا بخواد، ریشه شایعات  کلاً از خونسار کنده بشه. راستی! اینم قبل از این که بخواد شایعه بشه خودم بگم که اون کلنگی که آقای استاندار همزمان با تونل  واسه دیوار ساحلی توی چهارباغ زدن، شکر خدا بی نتیجه نبوده. بنده به عنوان شاهد و ناظر عینی و به عنوان همسایه دیوار به دیوار ساحل مذکور شاهدم که چند وقته که همش ماشین میره، ماشین میاد، لودر میره، بیل مکانیکی میاد. فقط من موندم چرا دیواره بالا نمیاد ولی تا دلتون بخواد سر و صداش میاد!!

عزت همه زیاد!

 


برچسب‌ها: طنز, تونل خوانسار, استاندار اصفهان, شهروند نمونه خوانسار, دیوار ساحلی خوانسار
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در سه شنبه یازدهم تیر 1392 |

امروز ظهر تلفن زدند که قراره ساعت ۳ جلوی شهرداری باشیم تا به اتفاق به محل احداث تونل بریم. ما هم حساس رو این تونل، با ذوق تمام دوربین رو هم برداشتیم که از شروع کار دستگاه تی بی ام و یا انفجار احتمالی محل تونل عکس بگیریم بذاریم این جا شما هم لذتشو ببرید. بالاخره اسفندماه کلنگی خورده و بعد سه ماه قاعدتاً باید کار شروع بشه اونم وقتی گفتند که مردم هم بیان!
بنده خدا آقای شهردار هم بنا به درخواست برخی دوستان یه می نی بوس آماده کرده بودن که اگه قراره کسی هم بیاد اونجا جا نمونه. اما کسی نبود و ما خودمون با دوستان شورا و شهردار با می نی بوس رفتیم محل سابق کلنگ زنی. یه عالمه ماشین سواری، چند تا کانتینر، چند تا وسیله عمرانی و تعدادی میز و جمعی از مسوولین دور اون در حال پذیرایی شدن و عده ای از شهروندان محترم هم در گوشه ای مشغول تماشای اونها و البته یکی از شهروندای عزیزمون هم در حال پذیرایی از همه با گز چیزی بود که من شاهدش بودم.
منتظر اتمام پذیرایی شدیم تا این که فرماندار محترم و مهمونشون (رییس قرارگاه جواد الائمه مسوول اجرای تونل خونسار) بلند شدند و جمعیت دورشون حلقه زد و پس از چند کلامی سخنرانی توسط فرماندار محترم و مدیرعامل محترم قرارگاه تازه متوجه شدیم که این همه آدم رو گفتند بیان اینجا که بگن بله انشاا... چند روز دیگه کار شروع میشه.
مسوولین محترم هم پس از خداحافظی محل رو به سمت فرمانداری برای برگزاری جلسه ای در این خصوص ترک کردند، در حالی که بعضی ها می گفتند: خاب حالا بومیمین یاچن که چه؟!!!!!

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در چهارشنبه هشتم خرداد 1392 |

چند ماه پیش دوستان انجمن خوشنویسان خوانسار، در جلسه ای در شورای شهر موضوع برگزاری یک دوره مسابقه خوشنویسی در شهرستان به مناسبت هفته خوشنویسی (۲۴ تا ۳۰ مهر) را مطرح و (با توجه به این که اداره محترم ارشاد خوانسار به عنوان یگانه حامی هنرمندان شهرستان به دلیل کثرت امور فرهنگی هنری محوله کف گیر بودجه شان در این گونه موارد به ته دیگ می خورد) درخواست مساعدت جهت تامین بخشی از جوایز این مسابقه را نمودند. دوستان شورا هم طبق روال همیشگی حمایت از اقشار فرهیخته جامعه به ویژه هنرمندان و ورزشکاران شهرستان ضمن تاکید بر حفظ شأن و حرمت هنرمندان در این رابطه قول مساعد دادند و قرار شد با مساعدت فرمانداری محترم و شورا جوایز تامین گردد تا دوستان عزیز انجمن با خیالی آسوده و فارغ از دغدغه های مالی به کارشان مشغول شوند. فراخوان اطلاعیه به شرح این لینک منتشر شد. چندی بعد از طریق وبلاگ انجمن نتایج را هم ملاحظه کردیم.

خلاصه این که یکی دو هفته قبل نامه ای از انجمن مشاهده کردیم که بله آقا ما مسابقه را برگزار کردیم، مراسمی هم با حضور بعضی مسوولین گرفتیم و جایزه هاشو هم دادیم. حالا لطف کنید پول جایزه هارو که قول دادین بدین!! ما هم متعجب که عجب برگزارکننده ها و حمایت کننده هایی بودیم که خودمون رو هم در مراسم تقدیر از هنرمندان دعوت نکردند. گفتیم عیب نداره در راستای حمایت از هنرمندان شهرمون به تعهدمون عمل می کنیم و هر چی رو که قول دادیم از اعتبارات فرهنگی شورا تصویب می کنیم، اما از دوستان هم گلایه کردیم که بابا حداقل می گفتید به احترام دوستان تو مراسمتون می اومدیم یا حتی می ذاشتین در یکی از مراسم جشنهای دهه فجر یا یه مراسم بزرگ دیگه از دوستان تقدیر می کردیم نه اینجورغریبانه.  نکته جالب این که تازه یکی از دوستان گلایه مند بود که چرا هیچ کدوم از اعضای شورا توی مراسم حضور نداشتند! تا این که پس از مباحثات و مذاکرات فیمابین، کاشف به عمل آمد که اداره پرتلاش دعوت کننده اصلاْ شورا را به مراسم مذکور دعوت نکرده بود، در حالی که نیمی از جوایز به ارزش ۸۰۰ هزار تومان توسط شورا و نیمی توسط فرمانداری محترم تقبل شده بود و آن اداره محترم -حداقل تا آنجایی که بنده خبردارم-عملاْ هیچ نقشی جز ارائه گزارش و ثبت افتخار برگزاری این مسابقه نداشت!

امشب بر حسب کنجکاوی در گوگل مسابقه خوشنویسی خوانسار را جستجو کردم و به نکته جالبی برخوردم:
خبری در سایت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان مربوط به خبر برگزاری مسابقه خوشنویسی در خوانسار با این لید: به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان خوانسار مسابقه خوشنویسی برگزار خواهد شد! اینجا بود که فهمیدم کلاً قضیه دعوت بر حسب فراموشی بوده !!و در دلم بسیار نازیدم به آن همت!!!!

راستی نمی دونم چطور شد که ناخودآگاه یاد این لطیفه افتادم: بعد از مراسم کلنگ زنی یک پروژه، خبرنگاری از یکی از شرکت کنندگان پرسید، ببخشید شما هم در این مراسم نقشی داشتید؟ فرمود: بله، وقتی دوستان کلنگ می زدند من هم اِهِنّش را می گفتم!!!

 


برچسب‌ها: ارشاد, خوشنویسی, شورا
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در یکشنبه بیستم اسفند 1391 |

نقد را «سره از ناسره جدا کردن» و «شناختن محاسن و معایب» گفته‌اند. در اصطلاح، نقد به مفهوم داوری و قضاوت دوجانبه در مورد یک گزاره‌است. این واژه در لغت به معنای «بهینِ چیزی را گزیدن» آمده‌است. انتقاد اگر چه معادل این واژه نیست و تفاوت‌هایی مفهومی با آن دارد، اما همواره همراه این واژه بوده‌است.

نقد یعنی پیدا کردن خوبی ها از میان بدی ها .نقد به یک اثر کمک میکند که ان اثر اعتبار یابد.اگر از یک کار یا یک مقاله ویا... انتقاد شود باعث می شود که نقاط بد آن کار اصلاح قرار گیرد.نقد در هر زمینه اصول و قواعد خاص خود را دارد .... امروزه نقد در تمامی عرصه ها علمی فرهنگی سیاسی و... وجود دارد و این نقد باعث پیشرفت اثر یا شخص می شود. البته در نقد باید به دیگران و نظر انها احترام بگذاریم. نقد باید با رعایت اصول اخلاقی و با دیدی کارشناسانه انجام شود.

دانشنامه آزاد ویکی پدیا

چندی پیش وبلاگی به نام خوانسار امروز –درست همنام اولین ویژه نامه مطبوعاتی خوانسار در اوایل دهه 80 که سردبیری آن به عهده اینجانب بود- توسط شخصی ناشناس با آدرس naghd0371.blogfa.com پا به عرصه وبلاگ نویسی خوانسار گذاشت. گرچه آدرس وبلاگ، برآورده شدن انتظار ظهور وبلاگی تخصصی در حوزه نقد در شهرستان را نوید می داد، اما مقدمه و پروفایل آن نشان از گذاشتن خشت کجی داشت که معمار آن با بی سلیقگی تمام، کج رفتن آن را نه تا ثریا بلکه تا طبقاتی سست تر از آنچه خود می پنداشت فریاد می زد...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در شنبه پنجم اسفند 1391 |

باسمه تعالی

مدیر کل محترم شرکت مخابرات استان اصفهان
سلام علیکم

احتراماً پس از حمد و سپاس خدا و درود و صلوات بر محمد و آل محمد(ص) همانگونه که مستحضر می باشید، اخیراً اداره  مخابرات شهرستان خوانسار در راستای اجرای سیاستهای شرکت مخابرات استان اصفهان با عنوان دولت الکترونیک و شهر پاک و با هدف صرفه جویی در وقت، انرژی و هزینه شهروندان، همگام با برخی از شهرستان های دیگر این استان اقدام به حذف قبوض تلفن ثابت نموده است.

با این وجود ضمن تاکید بر ضرورت اجرای این امر با توجه به پیشرفت روزافزون علم و تکنولوژی و لزوم فرهنگ سازی در جهت سوق دادن کلیه آحاد جامعه به سمت شهرالکترونیک و بهره گیری از فناوری های روز جهان در امور مختلف روزمره و همچنین با ارج نهادن به تلاش ها و زحمات شبانه روزی مسوولین محترم مخابرات شهرستان و استان، لازم است توجه آن مقام محترم را به برخی از ایرادات و اشکالات موجود این طرح جلب نمایم. مستدعی است دستور بررسی جدی و اقدام لازم در این خصوص را مبذول و نتیجه را امر به ابلاغ فرمایید.

 ۱- عدم وجود آموزشهای لازم
اجرای طرح دولت الکترونیک، نیازمند بسترسازی و فرهنگ سازی لازم در جامعه و همچنین آموزش و ارتقاء سطح سواد و معلومات عموم شهروندان می باشد. به نظر می رسد صرف اعلام الکترونیکی شدن پرداختها و حذف ناگهانی قبوض بدون آموزش های لازم که می توانست از طریق صدا و سیما و یا با چاپ و توزیع بروشورهای مصور قابل درک برای کلیه اقشار جامعه و یا طرق مفید دیگر انجام شود، را نمی توان همگام با سیاستهای اعلام شده در این خصوص فرض نمود. با توجه به عدم انجام آموزش، بار انجام این امور از دوش دولت بر عهده شهروندانی دیگر (که مجبورند اقدام به آموزش و یا انجام امور مربوط به دیگران نمایند) منتقل شده و یا در روش پیشنهادی دیگر یعنی مراجعه به دفاتر پیشخوان دقیقاً صرفه جویی در هر سه مولفه مورد نظر یعنی «وقت، انرژی و هزینه» به طور عملی نقض شده است.

۲- فراهم نبودن زیرساختهای لازم
هر مشترک تلفن ثابت حق دارد، از صورتحساب خود و هزینه های مربوط به قبض خود مطلع باشد تا ضمن آگاهی از میزان مصرف خود، چنانچه نسبت به آن اعتراضی دارد بتواند به سهولت آن را پیگیری نماید. در طرح پرداخت الکترونیکی مخابرات اصفهان، مشترک می تواند به سایت مراجعه نموده و با وارد نمودن شماره تلفن خود، صرفاً اقدام به دریافت مبلغ کل صورتحساب، شناسه کاربری و شناسه قبض نماید و به صورت عمومی دسترسی به سایر موارد معمول مندرج در قبضهای تلفن و حتی آخرین مهلت پرداخت قبض برای وی میسر نمی باشد.

جالب توجه این که در بخش سرویس های دولت الکترونیک شرکت مخابرات اصفهان برای دریافت خدمات ویژه از قبیل ریز مکالمات، صورتحساب و سایر موارد، فرم ثبت نامی پیش بینی شده که خود دارای ایرادهایی است: کاربر پس از تکمیل فرم و رعایت مواردی از قبیل وارد نمودن ایمیلی خارج از دامنه gmail (!) و فشردن دکمه ثبت اطلاعات با این پیام مواجه می شود که "جهت فعال سازی با در دست داشتن کارت شناسایی معتبر به این ادرس مراجعه فرمایید." و با کلیک بر روی لینک "این آدرس" لیستی از ادارات مخابرات برخی شهرستان ها در صفحه ای جدید ظاهر می شود که بر اساس آن به عنوان نمونه یک مشترک "خوانساری" باید برای فعال سازی عضویت خود با طی نمودن مسیری 25 کیلومتری به مخابرات شهرستان "گلپایگان" مراجعه نماید!!

 جالب تر این که تا قبل از فعال سازی چنانچه بلافاصله کاربر دیگری اقدام به ثبت نام در سایت مذکور با نام کاربری مشابه نماید، سیستم با اعلام این که نام کاربری تکراری نیست، ثبت نام را انجام می نماید یعنی نام کاربری انتخاب شده برای مشترک حتی تا زمان محدودی رزرو نمی شود، این در حالی است که در بسیاری از سایتها و انجمنهای عادی موجود بر روی شبکه اینترنت مراحل ثبت نام بسیار فنی تر انجام می شود، مثلا بلافاصله بعد از ثبت نام لینک فعال سازی به ایمیل ارسال می شود و یا اقدامات دیگری که پس از احراز هویت کاربر اقدام به فعال سازی نهایی می شود. همان گونه که ملاحظه می شود نبود چنین زیرساختهای ابتدایی نیز، کارا بودن این طرح را مورد تردید قرار می دهد و جز اسباب زحمت چیز دیگری برای یک کاربر عادی ندارد.

بر اساس شنیده ها ظاهراً دفاتر پیشخوان نیز تنها اقدام به ارائه قبضی شامل جمع صورتحساب، شناسه قبض و شناسه پرداخت می نمایند!

۳- عدم رعایت حریم خصوصی کاربران
متاسفانه در طراحی سامانه پرداخت صورتحساب مشترکین تلفن ثابت اصفهان و همچنین سامانه 1818 که هر دو به عنوان راهکارهای پرداخت غیرحضوری علاوه بر دو روش دیگر (مراجعه به عابربانکها و دفاتر پیشخوان) معرفی شده اند، حریم خصوصی مشترکین مورد توجه قرار نگرفته است. با ورود شماره تلفن هر مشترک حقیقی یا حقوقی (به جز خود مخابرات!) در این دو سامانه به راحتی می توان به میزان مکالمه آن مشترک پی برد. این در حالی است که شاید این اطلاعات برای برخی افراد محرمانه تلقی شده و مایل به اطلاع دیگران از این موضوع نیستند. با این سامانه نظارتی! هر شهروند می تواند از میزان مصرف تلفن روزانه، هفتگی یا ماهانه همسایه، دوست، آشنا و حتی رییس فلان اداره به راحتی مطلع شود!!

 ۴- با عرض پوزش مورد شماره ۴ با وجود درج در نامه ارسالی و اهمیت موضوع ترجیحاً در این وبلاگ منتشر نمی شود. با این حال امیدوارم مورد مداقه و بررسی جدی قرار گرفته و اقدام لازم صورت پذیرد. 

در پایان مجدداً تاکید می نمایم، موارد فوق الذکر به معنای یر سوال بردن زحمات عزیزان در شرکت مخابرات استان اصفهان نیست، بلکه با توجه به ضرورت امر امید است تا به منظور ترغیب استفاده روزافزون شهروندان از خدمات الکترونیک و کاهش نقاط ضعف، بررسی های دقیق تری در چنین اموری صورت پذیرد. با توجه به این که طرح حذف قبوض در اولین دوره در چهار شهرستان استان اجرایی شده است، انتظار می رفت قبل از عجله برای تسری آن به سایر شهرستان ها بررسی دقیق تری برای رفع مشکلات و بهبود این طرح صورت پذیرد.

 من ا... التوفیق، خسرو دهاقین
نائب رییس شورای اسلامی شهرستان خوانسار
20/5/1391

 ----------------------------------------------------------------------------------

پ. ن: این نامه را به تنها نشانی موجود در سایت مخابراتی استان info@tce.ir ارسال نمودم و امیدوارم به دست مدیر عامل محترم برسد. برای من جالب بود که چرا در سامانه مخابرات که یکی از متولیان اصلی دولت الکترونیک است و اتفاقاً اصرار دارد مردم را هم در این مسیر قرار دهد، دسترسی الکترونیکی به مدیران مخابرات و ارتباط با آنان از این طریق هنوز عملی نشده است. به نظر شما عجیب نیست؟!!


برچسب‌ها: مخابرات
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در جمعه بیستم مرداد 1391 |

 پس از انتشار موفق نشریه طنز لبخند دوم در خلال سالهای 76 تا 78 در دانشگاه اصفهان که به پرمخاطب ترین نشریه دانشجویی آن دوران تبدیل و موفق به کسب رتبه اول نشریات طنز دانشجویی کشور گردید، در سال 79 به دنبال آغاز به کار در خوانسار به عنوان یک فرهنگی و با توجه به نبود رسانه های خبری فعال در شهرستان، تصمیم به انتشار نشریه ای برای خوانسار نمودم که در آن ایام مورد استقبال و لطف شهروندان خوب خوانسار قرار گرفت.
در همان سالها همزمان با انتشار ویژه نامه خبری خوانسار امروز، به فعالیت تحت عنوان خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) در خوانسار و همچنین خبرنگار روزنامه سراسری قدس پرداختم و سعی داشتم فارغ از جهت گیری های سیاسی و جناحی موجود در فضای کشور، با انعکاس بی طرفانه و منصفانه اخبار شهرستان در حوزه های مختلف خدمتی به شهرستان داشته باشم. اما با وجود این که این فعالیتهای خبری عمدتاً رایگان و گاهی با دریافت حق الزحمه خبری بسیار ناچیز و کمتر از هزینه های تولید خبر (با امکانات آن روزها از قبیل اجاره دفتر،هزینه های فکس با توجه به نبود اینترنت، چاپ عکس با دوربینهای نگاتیوی و ...) انجام می شد با این حال برخوردهای بسیاری از مسوولین با خبرنگاران بسیار عجیب و غیرقابل تصور بود که هر یک از آنها به نوبه خود داستانی است!  به عنوان مثال بسیاری از مسوولین حاضر به مصاحبه نمی شدند؛ برخی انجام مصاحبه را موکول به کسب اجازه از مقامات مافوق می دانستند و نکته جالب تر این که معمولاً با دیدن ضبط خبرنگاری بسیاری از آنان بلافاصله از مصاحبه خودداری نموده و اجازه صبط مصاحبه را نمی دادند!!اعتراضات شدید پس از چاپ برخی از مطالب ناخوشایند برای آقایان و عدم استقبال از درج جوابیه در ویژه نامه هم حکایتی بود که معمولاً بعد از انتشار نشریه با آن مواجه می شدم.
به هر حال دنیای خبر و خبرنگاری با همه سختی هایش بخش زیبایی از زندگی بنده بود و انشاا... امیدوارم بتوانم باری دیگر در این کسوت خدمتگزار مردم شریفمان باشم. البته به نظر می رسد شرایط کاری امروز تغییر یافته باشد. فرهنگ خبر و خبرنگاری در جامعه خوانسار نهادینه تر شده، گرچه با توجه به ارتباطی که با دوستان عزیز خبرنگار دارم، هنوز هم بر سر راه خبر مسائل و مشکلاتی از نوع امروزی وجود دارد. امروزه رشد سایتها و وبلاگ های عمومی و شخصی و فراگیر شدن انها زمینه انتشار اطلاعات و اخبار را به سرعت فراهم آورده است، اما عنصر "دقت و صحت" از ویژگی هایی است که کماکان در خبرنگاران بیش از سایر منابع می توان یافت. شکی نیست جامعه بدون خبرنگار جامعه ای ایستاست و وجود خبرنگاران فعال، مسوولیت پذیر و صادق موتور محرکه ای خواهد بود برای حرکت جامعه به سمت رشد و تعالی.
در پایان لازم می دانم روز خبرنگار را خدمت همه خبرنگاران پویا و صدیق شهرمان به ویژه عزیزان فعال و پرتلاشم، برادران "حسینعلی مهدی و محمد صدیقیان" و همچنین پیشکسوتان این حرفه تبریک عرض نمایم.
--------------------------------------------------------------------------------------------------
پ. ن: در ادامه مطلب سرمقاله ای را که در مرداد ماه 80 در پنجمین ویژه نامه خوانسار امروز، با عنوان "خبرنگار و نقش سازنده اجتماعی" نگاشته بودم را تقدیم حضور می کنم.

 پ. ن ۲: پیروزی و کسب افتخار و سربلندی برای کشور عزیزمان ایران در بازیهای المپیک توسط قهرمانان غیرتمند کشور، حمید سوریان و امید نوروزی را صمیمانه شادباش می گویم.


برچسب‌ها: روز خبرنگار, خوانسار امروز, خاطرات
ادامه مطلب
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در دوشنبه شانزدهم مرداد 1391 |

اگر برای خواندن خبری ناگوار به این صفحه آمده اید، فعلاً چندان نگران نباشید. خوشبختانه صحت این خبر تا کنون تایید نشده است، اما احتمال وقوع آن هر لحظه خالی از تصور نیست!

نقطه پرحادثه!!
نصب تابلوی "نقطه پر حادثه" نشان می دهد که مسوولین از خطرات و حوادث این نقطه بی اطلاع نیستند!

این روزها متاسفانه خواندن صفحه حوادث روزنامه ها و مجلات و یا سایتهایی از این قبیل برایمان تبدیل به یک سرگرمی شده است. گویا حادثه ها هرچه دلخراش تر باشند برای ما سرگرم کننده ترند. جدای از این موضوع اگر خودمان بر سر حادثه ای حاضر باشیم و بر حسب رسم فرهنگی چند ساله اخیر! موبایل به دست جزء به جزء ماجرا را فیلم بگیریم  که آخر کلاس است! چرا که می توانیم تا مدتها سوژه ای برای تعریف داشته باشیم.

حادثه ها می آیند و می روند و ما در خوشبینانه ترین حالت آن، اشکی می فشانیم و یا ابراز تاسف می کنیم. خانواده حادثه دیده می مانند و موجی از اشک و آه و ماتم و اندوه.
بروز حادثه ها گاه به دلیل بی احتیاطی افراد حادثه دیده است و گاه دیده می شود این افراد ناخواسته قربانی سهل انگاری و کوتاهی دیگران در انجام وظایف شده اند.
بر اساس اخبار و اطلاعات حاصله، تصادفات جاده ای سالانه عده زیادی از مردم کشورمان را به کام مرگ می کشانند. به عنوان نمونه در سال گذشته براساس آمار رسمی بیش از ۲۰ هزار نفر قربانی تصادفات شده اند.
گرچه در آمارهای اعلامی عمده تصادفات ناشی از بی احتیاطی رانندگان عنوان می شود، ولیکن سهم استاندارد نبودن جاده ها را نمی توان در این زمینه نادیده گرفت. با کمال تاسف دیده می شود در برخی مسیرهای پر خطر، صرفاً با نصب یک یا چند تابلو و اعلام هشدار در این خصوص بار مسوولیت از دوش مسوولین مربوطه به دوش رانندگان منتقل می شود! از این نمونه ها در جاده های مواصلاتی شهر و روستای خوانسار کم نیستند. با درک زحمات و خدماتی که در اقصی نقاط کشور توسط وزارت راه و شهرسازی -از جمله در این منطقه- انجام شده است، باید مسوولان مربوطه در هر رده خود را در خصوص خطراتی که هر لحظه از شبانه روز جان مسافران را در معرض تهدید قرار داده اند، پاسخگو بدانند. جاده خوانسار-بویین، جاده خوانسار- ویست (به ویژه محدوده موسوم به چال ماسین)، پیچ ورودی شهر خوانسار (در مجاورت سد باغکل) از جمله نقاط خطرناکی هستند که سالهاست انتظار توجه خاص مسوولین مربوطه را برای رفع خطر را دارند ولیکن تا کنون اقدامی عملی در این خصوص صورت نگرفته و یا چنانچه کاری صورت گرفته، چنان کند و بی رمق است که قابل بیان نیست. این در حالی است که انجام برخی از این اصلاحات در برابر هزینه های انجام شده وزارت راه بسیار ناچیز است.

خطر واژگونی!! 

تصاویر فوق که یکی از نقاط حادثه خیز جاده ارتباطی خوانسار به ویست را نشان می دهند، سالهاست مورد اعتراض مردمان روستاهای این محدوده و نیز رانندگان قرار گرفته و بارها شاهد تصادف و یا واژگونی خودروها بوده، با این وجود مکاتبات و درخواستهای مکرر از مسوولین ذیربط در این خصوص تا کنون به نتیجه مطلوبی نرسیده است. به راستی رفع خطر از این نقطه چقدر هزینه برای وزارت راه در بر دارد؟ خدای ناکرده در این مسیر اگر تصادفی خونین حادث شود و خانواده ای عزادار، چه کسی در برابر وجدان و پروردگار خود پاسخگوست؟ نمونه دیگر، پیچ خطرناک مجاور سد باغکل است که علیرغم هشدارهای مکرر شورا و شهرداری به این شکل خطرناک ایجاد شده و اصلاح آن علیرغم اعلام تخصیص اعتبار، هر روز به روز دیگری موکول می شود.

 پیچ مجاور سد باغکل!

به هر حال حادثه هیچ گاه خبر نخواهد کرد و قربانیان حوادث نامعلومند. شاید من مسوول روزی خود قربانی یکی از همین بی احتیاطی های جاده ای باشم. من به عنوان احساس تکلیف، تذکر و یادآوری جدی در این خصوص را وظیفه خود دانستم و امیدوارم مسوولینی که می خوانند به جای دلگیر شدن، شکیبانه به حل این معضل بپردازند. قبل از آن که کودکی بی پدر شود و پیش از آنکه مادری داغدار. اجرکم عندا... که او خود فرمود:

 مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً هر كس، انسانى را از مرگ رهايى بخشد، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده استمائده (5)، آيه 32

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ ن 1: بی گمان احداث تونل خوانسار-فریدن نیز علاوه بر خروج شهرستان از بن بست اقتصادی و تبعات مثبت برای چندین استان و شهرستان مجاور، قطعا در کاهش خطرات عبور و مرور در محور خطرناک خوانسار-بویین موثر خواهد بود.

پ ن۲: حادثه تاسف بار غرق شدن یک زوج جوان در سد باغکل، می تواند سرمشقی باشد برای مسوولین تا بدانند گاهی می توان از بروز خطرات پیشگیری کرد قبل از آن که فاجعه ای عمیق روی دهد.


برچسب‌ها: حادثه, وزارت راه, باغکل, ویست, چال ماسین
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در شنبه بیست و چهارم تیر 1391 |

جاده خوانسار گلپایگان

به طور مشخص از سال گذشته رانندگان مسیر خوانسار- گلپایگان و بالعکس شاهد استقرار ماموران پلیس راه گلپایگان در چند نقطه مسیر مذکور (غالباً مجاور پل عابر پیاده تیدجان، پیچ خطرناک وانشان و میانه مسیر دوبانده وانشان-گلپایگان) بوده و احتمالاً تعداد نسبتاً زیادی از آنان نیز مشمول اعمال قانون (یا همان جریمه) عمدتاً به دلیل تخطی از سرعت مجاز اعلامی شده اند.

گرچه جریمه های متعدد در این مسیر اعتراض بسیاری از رانندگان به ویژه اهالی خوانسار را برانگیخته اما شکی نیست که پلیس برای کاهش حوادث و به منظور افزایش ایمنی و سلامت آنان و نیز عابران محدوده این مسیر چنین راهی را برگزیده است، لذا نفس این کار هر چند موجبات دلخوری بسیاری از افراد را فراهم کرده اما چون نوعی فرهنگ سازی-ولو به اجبار!- محسوب می شود مذموم نیست.

اما نکته حائز اهمیت اینجاست که با توجه به شواهد و قرائن موجود به نظر می رسد پلیس راه گلپایگان –که حوزه کاریش در محدوده شهرستان خوانسار از میدان امام حسین(ع) شروع می شود- صرف گذاشتن دوربین و جریمه کردن رانندگانی که هر چند اندک از سرعت معین تخطی می کنند، از سایر اقدامات موثر در کاهش حوادث و خطرات جاده ای غافل مانده است.

طبیعتاً ایجاد جاده ای ایمن، نصب علایم و تابلوها، چراغ راهنما، خط کشی و سایر ملزومات جاده ای بر عهده اداره راه و ترابری است اما شکی نیست تعیین نوع تابلوها و علایم هشدار دهنده و مشخص نمودن مصادیق خطر و تذکر به منظور رفع آنان وظیفه کارشناسان پلیس راه می باشد.

جاده گلپایگان-خوانسار، علیرغم زحماتی که اداره راه در رابطه با آن انجام داده و برنامه هایی که در آینده نزدیک برای آن دارد هنوز جاده ای ایمن نیست و به اعتقاد نگارنده جریمه کردن رانندگان بینوا تنها چاره رفع این مشکلات نیست.

در این نوشتار سعی دارم برای نمونه به برخی از اشکالات موجود در این مسیر که عدم دقت در آن ممکن است موجب تضییع حق رانندگان و عابران گردد اشاره نمایم تا انشاا... با اطلاع مسؤولین امر راهکارهایی برای اصلاح آنها اندیشیده شود:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در جمعه بیست و یکم خرداد 1389 |

برداشت سطحی یک نویسنده جوان که خود را خبرنگار معرفی می کند، از حضوری -به نظر- بسیار کوتاه و نگاهی بسیار عوامانه به شهر خوانسار، به جنجالی رسانه ای در بین وبلاگها به عنوان پویاترین رسانه های مستقل این دیار تبدیل شده است. برداشتی که نتیجه آن تولید نوشته ای با عنوان "همه چیزمان آسفالت است" می شود که گرچه با سانسور و دستکاری هایی در یک رسانه دولتی -که با بودجه بیت المال منتشر می شود- همراه است اما مطالبی دور از واقعیت را به خورد خوانندگان می دهد.

در اولین نگاه ایجاد تصویری از یک دهکده دور افتاده فارغ از هر گونه تکنولوژی، ذهن خواننده را به روستایی بی آب و علف سوق می دهد که با وجود تلاشهای بسیار دولتمردان هنوز دفاتر ICT روستایی هم بدانجا راه نیافته و مردم حتی روزنامه ای نمی بینند تا با تیترهای جنجالی آنها گمراه شوند!

ساکنان بیچاره و از همه جا بی اطلاع این روستا، تازه 30 سال از انقلاب گذشته "فقط" این را می دانند که باید «آب شرب داشته باشند، بايد آنها هم مثل تهراني ها بتوانند خودرو سوار شوند، بايد استخر و ورزشگاه و آموزشگاه داشته باشند، بايد سد داشته باشند و جوانانشان بايد بتوانند کار بيابند و يا حتي توليد کنند.»

در این روستا و روستاهای مشابه، تا چندی پیش بالاترین تکنولوژی سوختی انرژی حاصله از فضولات حیوانی اهلی بوده و حتی برق و نفت و گاز مایع هم نامی غریب برای اهالی مستضعف این مناطق بوده است.

در پرده دیگر این قصه ناگهان زندگی شیرین می شود! به ناگاه به مردم روستاها احترام گذاشته مي شود! از در و دیوار نعمت و رحمت می ریزد. کلنگی جادویی زده می شود و سدی بلافاصله ساخته می شود و آبی تا سر سفره های مردم فوران می زند. مردم ناگهان مست می شوند! سالن های ورزشی اختصاصی انهم مردانه و زنانه ساخته می شود. و معجزه ای اتفاق می افتد: این مردم عام از همه جا بی خبر که همه چیز را قبل از این تحقیر می کردند، مهربان می شوند. سواد می آموزند و از سدسازي و خانه سازي و جاده سازي و ماهواره سازي و غني سازي و ديگر دستاورد هاي اخير كشور مطلع و شادمان می شوند!!

قصه این نیست که بخواهیم شهرمان را برخوردار از همه چیز بدانیم و یا انجام تلاشهای دولتمردان در دولتهای مختلف در این منطقه را نادیده بگیریم. درد اینجاست که خوانسار در این نوشتار گرفتار سیاسی بازی های خواسته یا ناخواسته کسی شده که به نظر می رسد، هیچ گونه اطلاعاتی از آن چه بر این دیار گذشته و می گذرد نداشته است. گذشته خوانسار نشان می دهد که این شهر همواره مهد علم و دانش و فرهنگ و هنر بوده و مردمان این دیار افرادی مطلع و سیاستمدار و آگاه به مسائل بوده و هستند. وجود فقهای بزرگی چون حضرات آیات عظام حاج سید احمد و حاج سید محمد تقی خوانساری، اساتید بزرگ هنر آواز اصیل ایرانی محمودی و ادیب خوانساری، بزرگ هنرمند عرصه خوشنویسی استاد کابلی خوانساری، شاعر شیرین سخن یوسف بخشی خوانساری و دانشمندان و چهره های بزرگ علمی و سیاسی در اعصار مختلف هر یک به تنهایی برگهایی زرین در دفتر افتخارات این مرزو بوم پرگهرند. مگر نبود همین چند روز گذشته که جهان اسلام داغدار از دست دادن یکی دیگر از فقهای بزرگ این شهرستان بود؟ فقدانی که در رسانه های مختلف انعکاس یافت ولی ظاهراً همشهری عزیز ما و دوستان گرامیشان در روزنامه «ایران» از آن کاملاً بی اطلاع بودند! چگونه می توان مردم این دیار را مردمی بی خبر از همه جا دانست که بزرگترین دغدغه شان آب شربشان است! ایا این توهین به هویت یک شهر نیست؟

ای کاش نگارنده زحمتی به خود می داد تا گشتی در این شهر بزند و ببیند که خیرین خوانساری چگونه با گشاده دستی و مناعت طبع خویش و با مشارکت ارزنده خود در عرصه های مختلف از ساخت دانشگاه و خوابگاه و مدرسه و ورزشگاه و بهزیستی و ... گوی سبقت را از دولتمردان ربوده اند.

و ای کاش حال که ساخت سد و آبرسانی و احداث ورزشگاه (و باشگاه اسب سواری که هیچ کس تا کنون از مکان آن خبردار نیست!!!!) مهمترین دغدغه های فکری این دوست عزیز را تشکیل می دهد، ضمن ابلاغ سلام و مراتب سپاس مردم فهیم و قدردان شهر خوانسار به مسؤولین محترم: چه آنهایی که کلنگ سد را پیش از دولت نهم (و نه در این دولت) زدند و چه عزیزانی که کمر همت به اتمام آن بسته اند و علیرغم نصب تابلوی «در سال 1388 آبگیری شد» هنوز موفق به تکمیل و افتتاح آن نشده اند، و نیز دوستانی که تابلوی بهره برداری سالنهای افتتاح نشده را با عنوان «در مرداد 87 به بهره برداری رسید» بر سر در آن نصب کرده اند از آنها تسریع در اتمام و بهره برداری این پروژه ها را خواستار می گردید.

تا آن جایی که بنده مطلع شده ام، مطالب جامع و خوبی را چند تن از دوستان وبلاگنویس از زاویه نگاه خود در این خصوص به رشته تحریر درآورده اند. لذا به منظور جلوگیری از تکرار، از اطاله کلام خودداری نموده و توجه شما عزیزان را به مطالب این دوستان معطوف می دارم:

اعتراض و تشکر!
قصه استخر بی ماهی و سپهسارلاری...
همه چیزمان آسفالت است...
در جواب آقای ...
اینجا خوانسار است چشمهایت را باز کن!
پاسخ یک دوست...
نوش جانش!
من از بیگانگان هرگز ننالم

به راستی که اگر تمام نوشته ها و اخبار و اطلاعات روزنامه ای چون ایران چنین سطح نگرانه و متکی به دست نوشت های یک وبلاگنویس کم تجربه باشد باید به حال رسانه یک خبرگزاری دولتی گریست.

امید است این نوشتارها تلنگری باشد برای کسانی که صداقت را فدای سیاست می کنند.

 

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389 |

امروز روز جوان است. تقویم این را می گوید.

روزی که برای گرامیداشت آن الزاماً باید جلسه ای گرفته شود، گرچه مصوباتش در حد شعار باقی بماند و چه بسا با گذشت این روز، هم جوان و هم مذاکرات و مصوبات پیرامون وی به بوته فراموشی سپرده شود.

ناگهان همه چاره اندیشی می کنند تا کاری برای جوانان انجام دهند و مقام و منزلت وی را ارج نهند که البته مهمترین اقدام در این راستا انتخاب جوانان نمونه است! انتخابی بی ضابطه و بی معیار! برای این حرف دلیل دارم. چرا که یکی از مهمترین دلایل انتخاب جوان نمونه الگودهی و ایجاد انگیزه در سایر جوانان برای رشد و ارتقاست. اصولاً برای ایجاد این انگیزه باید معیارهایی را قبلاً معرفی و به جوانان ارائه نمود تا آنها بر اساس شایستگی ها و توانمندیهای خود و در چارچوب معیارهای تعریف شده بتوانند خود را عرضه کنند و رفتار و منش آنان بتواند الگویی برای دیگر جوانان باشد. این در حالی است که معمولاً بدون هیچ گونه پیش زمینه قبلی در این خصوص و بدون انجام هیچ گونه مقدماتی اصولی در فاصله ای بسیار کوتاه، ناگهان یادمان می آید که روز جوان در پیش است و در کمال دستپاچگی دست به انتخاب جوان آن هم از نوع نمونه در چند دسته بندی خاص می زنیم. و چه بسیار جوانانی که در این دسته بندی ها حذف شده و یا به باد فراموشی سپرده می شوند و چه بسیار جوانانی که در تعاریف ما جایی برای ابراز خود ندارند.

به راستی تعریف جامعه از جوان چیست؟و محدوده جوانی را چه کسی تعریف می کند؟ و چه کسی می تواند تشخیص دهد یک جوان از دیگری نمونه تر است؟

و جوان ایرانی در جامعه امروز و به ویژه در میان چهره های سیاسی چه جایگاهی دارد؟

چرا وقتی هدف استفاده سیاسی و ابزاری از جوان است، جوانان همه اهمیت و صلاحیت دارند اما به محض این که مصلحت ایجاب می کند از بی تجربگی و سست پیمان بودن جوانان سخن می گوییم و جوانی را با «خام بودن» مترادف می دانیم؟ نمونه اش همین مصاحبه آقای عطریانفر، این بزرگ مرد عالم سیاست، که در بخشی از سخنان امشب خود – در آستانه روز جوان- گفت حرفی که بنده می زنم با حرف یک جوان 22 ساله دانشجو فرق می کند!! (نقل به مضمون)

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 |

مساله سد معبر منحصر به شهر خوانسار نیست اما رفع آن به یکی از معضلات اساسی مردم از یک سو و مسؤولین این شهر از سوی دیگر شده است.

اعتراضات فراوان شهروندان و فشارهای مکرر شورا و برخی مسؤولین شهر از جمله فرماندار بر شهرداری در خصوص رفع این معضل اجتماعی هرگز منجر به حل این مسأله نشده به گونه ای که به جز چند روزی در اوایل سال گذشته، پیاده روها و یا در برخی نقاط خیابانهای خوانسار هیچ گاه نتوانسته دوری سد معبر، این یار دیرین خود را تحمل نمایند.

عمده ترین اصناف مسبب سد معبر، صنف میوه و تره بار هستند به طوری که برخی از کسبه این صنف با تملک غاصبانه پیاده روها گویی بخش عمده واحد صنفی خود را به پیاده رو  و بخشی از خیابان مقابل آن اختصاص داده و به حقوق حقه شهروندان یعنی استفاده از پیاده رو تجاوز نموده اند. این تجاوز به حدی است که گاهی عبور دو عابر از کنار یکدیگر در پیاده رو میسر نیست و از طرفی با وجود کمبود مکان پارک خودرو در خیابان امام خوانسار، توقف دائم خودروهای حامل میوه از اوایل صبح تا شب در مقابل این واحدهای صنفی جایی برای خودروهای شهروندانی که نیاز به توقف موقت برای انجام امور روزمره خود دارند باقی نمی گذارد. در حقیقت مغازه های این سری افراد به سه قسمت داخلی(مغازه)، میانی (پیاده رو) و خارجی!(خیابان) تقسیم شده است!

جمع اوری سد معبر توسط شهرداری گرچه روزانه به صورت کج دار و مریز در حال انجام است اما هرگز نتوانسته رضایت عموم را به همراه داشته باشد. نحوه برخورد با سد معبر حتی مورد رضایت برخی از اعضای شورای شهر هم نبوده و نیست و موضوعی است که به کرات مورد بحث قرار گرفته است.


اما آنچه بنده را امروز به نوشتن این مطلب واداشت توقفی کوتاه به موازات یکی از خودروهای میوه فروش (توقف دوبل) به لحاظ عدم وجود محلی برای توقف در کنار خیابان بود. در آینه خودرو که نگاه می کردم ملاحظه می نمودم علیرغم خط کشی جدید خطوط میانی خیابانهای اصلی شهر از جمله خیابان امام (آنهم به صورت موازی و دوبل) و ممنوعیت مطلق تردد خودروها از روی لاین وسط به لحاظ بسته و دوبل بودن آن اکثر خودروها از روی خط و حتی کمی آنطرفتر عبور می کردند.

اما آیا مشکل از رانندگان بود؟ به راستی که خیر. وقتی از میدان امام به سمت پایین (ضلع شمالی) با این عرض کم خیابان ردیفی از تاکسی و متعاقب آن می نی بوس و پارکهای دوبل پی در پی مشاهده می شود، رانندگان بی نوا چگونه از خیابان باید عبور کنند؟

کشیدن خطوط ممتد و موازی جدید در سرتاسر خیابان از یک سو و از سویی دیگر اقدام به نصب تابلوی «در سرتاسر مسیر فروش بار ممنوع» در همین خیابان توسط شهرداری که بنا به دستور راهنمایی و رانندگی صورت گرفته است، نشان از عزمی جزم برای پیاده کردن قانون در این خیابان دارد. اما انچه مهم تر از این هزینه کردن هاست عملی کردن و الزام شهروندان به رعایت قوانین موضوعه در این خصوص است. گرچه رعایت قانون وظیفه یکایک شهروندان است اما متاسفانه الزام بسیاری از شهروندان به اجرای قانون بدون توسل به راهکارهای قانونی امکان پذیر نیست. به همین دلیل است که حتی درست در پای تابلوهای مورد اشاره به راحتی می توان وانت باری را در حال فروش میوه مشاهده نمود بدون این که کمترین توجهی به قانون نقش بسته بر روی تابلوی بالای سر خود داشته باشند و این یعنی خنثی بودن قانون!

در همین وضعیت است که قانون خود به خود بی حرمت می شود و توقفهای بی حد و مرز خودروها در خیابان منجر به قانون شکنی دیگری یعنی عبور رانندگان دیگر از لاین وسط به سمت مخالف خواهد شد.

به راستی مسؤول حفظ حرمت قانون چه کسانی هستند؟ و چرا قصه سد معبر در خوانسار پایانی ندارد؟ آیا رسالت شهرداری در قصه سد معبر جمع آوری چند کالای کوچک از برخی دست فروشان بی نوا و وظیفه  ماموران راهنمایی و رانندگی ایستادن در میدان و جریمه رانندگان صرفاً به واسطه فراموشی بستن کمربند ایمنی است؟

گرچه انجام این وظایف نیز در راستای وظایف قانونی است که بر عهده این دو ارگان گذارده شده است اما انتظار بنده به «عنوان یک شهروند»، از شورا، شهرداری، مدیریت راهنمایی و رانندگی و سایر مسؤولین از جمله فرمانداری، نیروی انتظامی و دادگستری آن است که با عزمی جزم تر برای ریشه کن نمودن این معضل چاره ای اساسی اندیشیده و با بررسی و کالبدشکافی علل عدم توفیق در رفع این معضل اجتماعی، راهکاری اجرایی برای حل آن اتخاذ نمایند.
در این زمینه شهرداری و راهنمایی و رانندگی باید جدیت بیشتری بدون رودربایستی و ملاحظات خاص نشان دهند و بیش از این زمینه را برای فرصت طلبی برخی آقایان فراهم نسازند.

امید است کسبه محترم به ویژه صنف محترم میوه و تره بار نیز با احترام به حقوق شهروندان، با همکاری و تفاهم زمینه تحقق این امر مهم را عملاً و برای همیشه فراهم نمایند.
فراموش نکنیم که در یک شهر زندگی می کنیم و زندگی شهری باید تابع اصول و ضوابط و قوانین شهری باشد.

* توضیح: عکسهای فوق مربوط به خوانسار نمی باشد


برچسب‌ها: سد معبر
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 |
  • مطالعه ايجاد شهرك تخصصي سنگ و شهرك تخصصي آجر و سفال و در خوانسار، گلپايگان و نائين و توسعه شهركهاي صنعتي محمود آباد و حسن آباد با اختصاص 270 هكتار زمين براي الحاق واحدهاي صنعتي خارج از محدوده شهركهاي صنعتي مصوب
  • صدور مجوز احداث نيروگاه تا 15 مگاوات براي بخش خصوصي در منطقه صنعتي خوانسار.
  • كمك به تكميل و تجهيز مجتمع هاي فرهنگي شهرهاي چادگان، خوانسار، هرند، ورزنه و نائين.
  • احداث سلف سرويس مركز آموزش عالي خوانسار (با زيربناي 1000 مترمربع) در سال 1388.


پایان خوش سفر رییس جمهور و دولت به اصفهان هم فرا رسید. بی صبرانه منتظر بودم تا ببینم این بار دولت کریمه، با آن همه شعار و وعده و وعید "براي شتاب بخشيدن به روند توسعه و آباداني"،  چه "طرحها و پروژه هاي مهمي براي افزايش سطح رفاه، توسعه، امنيت و آباداني" خوانسار تصویب کرده است. در جستجویی سریع در متن مصوبات صرفاً با 4 مصوبه به نام خوانسار برخورد کردم. برخلاف تصورم که فکر می کردم قطعاً نگاه ویژه ای به خوانسار حداقل به خاطر بحران آب شرب و کشاورزی خواهد شد، هیچ اثری از آن نیافتم در عوض به چهار مصوبه عالی تر از آن برخوردم. یعنی: "مطالعه" ایجاد شهرک تخصصی سنگ و آجر و سفال، "صدور مجوز" احداث نیروگاه آنهم "برای بخش خصوصی"، "کمک به تجهیز" مجتمع فرهنگی(که وجود خارجی در خوانسار ندارد)!!، و احداث سلف سرویس دانشگاه!!

واقعاً این مصوبات بسیار کوچک در برابر خواسته های بزرگ مردم خوانسار و نیز در مقایسه با سایر مصوباتی که برای شهرستانهای "خاص" صورت گرفته در شأن و منزلت مردم بزرگ خوانسار  است؟

همان اتفاقی که در سفر گذشته نیز افتاد و با دو باشگاه ورزشی که افتتاح نشده "تابلوی افتتاحیه مرداد 87" بر سردر آن خودنمایی می کند، 50 میلیارد تومان وامی که بر زبانها و در اذهان جاری و ساری بود، تسریع در احداث سد همچنان ناتمام باغکل و مصوباتی از این دست، سر و ته قضیه بهم آمد و صد البته با مانورهای عجیب و بی سابقه ای در شهرستان از جمله: تا سال آینده (گذشته سابق!!) نه تنها بیکار نخواهیم داشت که از شهرهای دیگر نیروی کار به خوانسار می آوریم!(باز هم حداقل این مصوبات عناوین بزرگ و دهان پرکنی داشتند!)

و  البته نباید هم تعجب کرد که سوال کردن از علت تاخیر و یا عدم اجرای مصوبات مبنای بی انصافی و بی منطقی سوال کننده بی نوا نیز محسوب گردد!!!

چقدر این جمله را از تریبونهای مختلف در شهر شنیدیم: شتاب خدمت رسانی در دولت نهم بسیار متفاوت با دولتهای پیشین است و حتی روزی ادعا شد که در این دولت پروژه ای یا شروع نمی شود و یا اگر شد شش ماهه به پایان می رسد!!

به خدا هدفم تضعیف دولت نیست. رسالتم تخریب نیست. دست کم ذره ای عقل و منطق و شعور هم دارم. دلم برای این مردم و این شهر مظلوم می سوزد. آخر چرا؟ سهم شهری که بیشترین درصد رای به رییس جمهور دولت نهم را در استان اصفهان داشته است از عدالت و مهرورزی همین هاست؟؟ شاید هم من در اشتباهم.  پس بگذارید حال که ریاست محترم جمهور در اصفهان فرموده اند: "پيگيري مصوبات سفرهاي استاني وظيفه مردم است"با پرسیدن چند سوال از نماینده محترم دولت در شهرستان، یعنی فرماندار معزز راهی برای رسیدن به پاسخ این سوالات و رفع ابهامات موجود پیدا کنم.

 o   جناب آقای فرماندار: به عنوان «مسؤول پیگیری مصوبات سفر ریاست جمهوری در خوانسار که پیش از این هم بر این امر تاکید ورزیده اید» از شما می پرسم منظورتان از اجرایی شدن 90 درصد مصوبات سفر اول رییس جمهور که اعلام فرموده بودید چیست؟ واقعاً با این همه پیشرفت چرا در خوانسار پس از گذشت دو سال از سفر اول و 90 درصد اجرایی شدن مصوبات، مثل بسیاری دیگر از شهرهای استان با ورود نماینده رییس جمهور به خوانسار هیچ طرح یا پروژه ای برای افتتاح و راه اندازی نداشتیم؟!

 o   آقای فرماندار، در آستانه سفر دوم چند جلسه اختصاصی با مردم و مسؤولین ادارات شهر برای جمع بندی تخصصی نیازهای شهر برگزار کرده بودید و کدام نظرات کارشناسانه و پیشنهادهای آنان را به رییس جمهور عرضه داشته بودید؟

(البته با دیدن مصوبات سفر گذشته و حال دولت به استان اصفهان، این سوال در ذهن بنده به وجود آمده که چرا هیئت دولت در مصوبات خود برای خوانسار توجهی به درخواستهای مردم و حتی نمایندگان خود نکرده و آنچه را خود می خواسته به شهرستان خوانسار تحمیل نموده است؟ مگر فلسفه سفرهای استانی لمس مسائل و مشکلات از نزدیک و از زبان خود مردم نیست؟)

 o   راستی آقای فرماندار، مگر اعضای شورا نمایندگان مردم نیستند؟ هدف از سفرهای استانی دولت با صرف این همه هزینه دیدار رودرو با مردم است یا مسؤولین؟ اگر هدف مردمند چرا 4 نفر از اعضای شورا (یعنی نمایندگان مردم و در اصل یعنی خود مردم) غریبه محسوب شدند و پشت درهای جلسه ماندند. راستی چرا دست کم یک دقیقه وقت به "رییس شورای شهرستان" برای بیان سخنان بیش از 30 هزار نفر از مردم داده نشد؟؟؟ راستی صدور "کارت سبز و زرد" برای صحبت و ملاقات بی واسطه نمایندگان مردم با نماینده رییس جمهور برای شهر ایجاد مشکل می نمود؟

 o   مسؤول محترم پیگیری مصوبات سفر ریاست جمهور به خوانسار: با توجه به عدم امکان شرفیابی در جلسه شورای اداری، در سایت رسمی دولت خواندم که شما در سخنان خود درخواست احداث سالن های ورزشی سفر اول ریاست جمهوری را کرده اید! آیا گذشت دو سال برای احداث دو سالن که از "بودجه نفت" تامین اعتبار می شد کافی نبود که در سفر بعد هم قرار است تکمیل آن مستلزم مصوبه – و یا به بیان بهتر منتی-  تازه برای خوانسار باشد؟

 o   جناب فرماندار، واقعاً نقش نماینده تام الاختیار ریاست جمهوری در سفر به خوانسار چه بوده است؟ آیا در حین طرح مشکلات توسط مسؤولین هوش و هواسشان بود که «خوانسار بحرانی ترین و پرمعضل ترین منطقه از نظر آب در استان است؟» آیا صدای العطش مردم خوانسار به گوششان نرسید؟ چرا در بین مصوبات دولت در بخش آب و کشاورزی مصوبه ای ویژه برای این شهر تشنه با این وضعیت بحرانی وجود ندارد؟ آیا این است پاسخ همراهی و همدلی و صبر و بردباری  مردم نجیب خوانسار در بحران آب سال 87؟

 o   نماینده محترم دولت در خوانسار، وزیر مسکن در جلسه خوانسار گفته بود: "رئیس جمهور بر این عقیده هستند که هرگونه قولی که در حضور مردم و در دیدارهای مردمی داده اند باید  پیگیری شده و اجرایی شود. "  مگر رییس جمهور در سفر اول خود به مردم خوانسار قول نداده بود که " پروژه تونل خوانسار فریدن را در بودجه 87 می گنجاند؟" چه شد که در مصوبات سفر دوم هم هیچ اسمی از تونل خوانسار نیامده است؟ به عقیده بنده بهترین و شجاعانه ترین کاری که رییس جمهور می توانست در این سفر در این رابطه انجام دهد "اعتراف به اشتباه و عذرخواهی از مردم خوانسار" در صورت عدم اعتقاد به احداث این تونل بود.

تونلی که پروژه کارشناسی و مطالعاتی آن یعنی رفتن به ابتدای مسیر و تشخیص عدم وجود توجیه اقتصادی آن از طریق دو چشم و یک نگاه تیزبین مقام عالی وزارت از شاهکارهای علوم تحقیقاتی و مطالعاتی کشور به شمار می رود!

 o   آقای فرماندار و سایر عزیزانی که توانتان بیش از حقیر و امثال حقیر است. برای اجرا و پیشبرد یک پروژه نیاز به سفر رییس جمهور به شهرستان یا استان نیست کما این که تجربه ثابت کرده این آمدنها با نیامدنها تفاوت چندان قابل توجهی ندارد. (چه بسا شاید از طریق تلویزیون یا ویدئوکنفرانس خیلی موثرتر و کم هزینه تر هم باشد) هنوز دیر نشده. برای طرح و پیگیری مشکلات اساسی شهرستان شاید سفرهای پایتختی مسوولان شهرستان موثرتر باشد. برای رسانیدن پیام نارضایتی مردم از مصوباتی که در روال عادی خود هم به راحتی قابل اجرا بودند و احتمالاً هزینه های زیادی را هم برای دولت ایجاد نمی کنند. قابل بدانید ما هم در خدمت شما هستیم. 

***

برگه روزنامه ای قدیمی بر روی میز کارم قرار دارد. یادآور اولین تجربه روزنامه نگاری بنده در خوانسار. چقدر تیترش آشناست:

با وجود بارندگی های اخیر، خوانسار هنوز تشنه است!

-----------------------------------------------------------------------------
پی نوشت و توضیح ضروری:
  با توجه به این که مطلب فوق الذکر پس از دریافت مصوبات رسمی از سایت ریاست جمهوری نوشته شده است، برخی از منابع آگاه اعلام داشته اند که مصوباتی به جز موارد فوق "ویژه خوانسار" تصویب شده است که امید است مقرون به صحت و اجرایی باشد.
در صورت کسب اطلاع رسمی در این خصوص اطلاع رسانی خواهم نمود.


برچسب‌ها: سفر استانی, تونل خوانسار
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 |

مرداد 87 در تقویم ذهن مردم خوانسار و کارنامه دولت نهم در این شهرستان قطعاً دو برگ متفاوت خواهد داشت.

در حالی که بارها و بارها از تریبونهای محلی تا رسانه های عمومی و دولتی _به ویژه صدا و سیمای مردمی!_ از آهنگ سریع خدمت رسانی به مردم در دولت نهم سخن به میان می رود و شتاب انجام کار با دولتهای قبل غیر قابل مقایسه اعلام می شود، نمونه هایی از اقدامات عجیب و غیر مرسوم در حرکات دولتمردان در رابطه با این شهرستان به چشم می خورد که دو نمونه از آن در این بخش به عنوان آگاهی بخشی و نیز تذکری جدی به مسوولین امر برای احترام به شعور مردم ذکر و در صورت عدم پیگیری به مقامات عالی کشور منعکس خواهد شد:

1- با وجود این که هیچ یک از سالن های ورزشی سفر رییس جمهور در خرداد 86 به خوانسار هنوز مورد بهره برداری قرار نگرفته است، مدتهاست که در لوح منصوب بر ورودی یکی از این سالنها و کاشی کاری سر در آن عنوان شده که در مرداد 87 به بهره برداری رسیده است! در حالی که تا به امروز درهای این سالن به روی شهروندان بسته و هنوز هیچ بهره ای از آن صورت نپذیرفته است! علاوه بر این یک از این سالنها، واقع در محله پایتخت، نیز همچنان چشم انتظار نگاه کریمانه مسوولان محترم برای تکمیل و تجهیز مانده است.

جالب است که بدانید خبرگزاری ایرنا پیش از دهه فجر خبر داده است:

مدیرکل تربیت بدنی استان اصفهان از افتتاح ‪۱۵پروژه ورزشی این استان به مناسبت گرامیداشت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی خبرداد.

غلامرضا شیران روز شنبه در گفت وگو با ایرنا افزود: این پروژه ها شامل سالن و استخر سرپوشیده در شهرستان های اصفهان ،زرین شهر ، شهرضا ، فریدونشهر ، خوانسار ، فریدن، مبارکه و اردستان می باشد.

آیا تا مرداد سال دیگر این دو سالن به بهره برداری خواهد رسید؟!

 

2- اینترنت قطعاً اگر وسیله ی بد و خطرناکی(!) است، اما لااقل این خاصیت را دارد که حافظه اش را نمی توان به این راحتی پاک و تخلیه کرد. کافی است که در یک موتور جستجو سابقه یک پروژه را جستجو (search) کنی آن وقت است که با مواردی این چنینی برخورد می کنی:

 

خبرگزاری فارس/ 19 خرداد 85

20 مركز كانون پرورشي در شهرهاي اصفهان راه اندازي مي‌شود

خبرگزاري فارس:مدير كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان اصفهان گفت: با توجه به نيازهاي كودكان و نوجوانان به گذران صحيح اوقات فراغت علاوه بر 11 مركز كانون پرورش فكري در استان،ساخت 20 مركزي جديد آغاز شده كه در چند ماه آينده به بهره‌برداري مي‌رسد.

... مدير كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان اصفهان در خصوص مشكلات ساير شهرستان‌هاي اصفهان گفت:در شهرستان‌هايي چون ،هرند، كوهپايه، حسنه، خوانسار، كاشان، آران و بيدگل و سيمرم، مراكزي در دست احداث است كه به زودي آغاز به كار خواهند كرد و مشكل اوقات فراغت كودكان و نوجوانا را مرتفع خواهند كرد.

خبرگزاری فارس / 13 شهریور 86

خبرگزاري فارس: رئيس كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان گفت: با تلاش مسئولان استان اصفهان، طي يك ماه آينده 20 مركز فرهنگي هنري كودكان و نوجوانان در استان اصفهان افتتاح خواهد شد.

خبرگزاری فارس/ 9/11/86

خبرگزاري فارس: مديركل كانون فكري و پرورشي كودك و نوجوان استان اصفهان گفت: 20 مركز فرهنگي و هنري كودك و نوجوان به زودي در اصفهان به بهره برداري مي رسد.

خبرگزاری فارس/ 13/5/87

خبرگزاري فارس: گشايش هم‌زمان 20 كتابخانه ويژه كودكان و نوجوانان در استان اصفهان، فردا را به روزي به ياد ماندني براي بچه‌هاي اين استان بزرگ ايران تبديل خواهد كرد.

همشهري آنلاين:

با گشایش هم‌زمان بیش از 20 کتابخانه برای کودکان اصفهانی، روز 14 مرداد را به روزی تاریخی و به یاد ماندنی برای بچه‌های این استان بزرگ ایران تبدیل کرد.

.... مراسم گشایش 20 مرکز جدید کانون که هزینه ساخت 16 كتابخانه آن از محل اعتبارات سفر مقام معظم رهبری به استان اصفهان تأمین شده است با حضور استاندار، مسؤولین استانی و شهری و مدیر عامل کانون و معاونان وی با خیرمقدم کودکان و برگزاری مراسم بریدن ربان و سرودخوانی کودکان آغاز شد.

 … گفتنی است کتابخانه‌های جدید کانون با زیر بنای 48107 مترمربع در شهرهای قهدريجان، كوشك، كوهپايه، درچه، علويجه، هرند، ورزنه، حسن‌آباد، يزدانشهر، کهريزسنگ، حبيب‌آباد، آران و بيدگل، چرمهين، نايين، اردستان، خوانسار، كاشان و سميرم احداث و مراكز شماره 2 و 10 اصفهان، باغبهادران، دهق، رهنان، بادرود و فريدون‌شهر نیز تجدید بنا شد که برای این مهم هزینه تخصیص یافته بود.

نمی دانم مسؤولان محترمی که در آیین تاریخی و بیاد ماندنی آنروز حضور یافته و خرم وخندان و سرمست از نغمه های شادی بخش کودکان شهر گنبدهای فیروزه‌ای به ایراد سخن می پرداختند، خبر از اوضاع و احوال پروژه های خود در شهرستانها –حداقل در خوانسار- نداشتند و یا واژه «افتتاح» و «گشایش» در قاموس آنان معنایی جز آنچه که ما به عنوان عوام می دانیم داشته است؟

آیا با عبور ماهها و روزها از وعده های داده شده و گذشت 7 ماه از آن «رویداد بزرگ فرهنگی» که مدیر کل کانونهای کشور آن را بسیار «هیجان انگیز» توصیف می کند، هیچ یک از آن عزیزان و نیز استاندار محترم که اغازگر این آیین بود می دانند این کانون تازه قرار است «در آینده ای نزدیک» با تحمیل هزینه هایی بر دوش مردم شهر خوانسار کار خود را آغاز کند؟

جالب این که سال گذشته شورای شهر و شهرداری خوانسار به منظور راه اندازی سریع این مرکز و با اصرار  فراوان– و حتی تهدیدگونه کانون استان مبنی بر عدم راه اندازی در صورت کمک نکردن شهرداری- پرداخت بخشی از هزینه های به کارگیری دو نیروی بومی برای این مرکز را به مدت دو سال متقبل گردیدند ولی دو نیروی زن برگزیده برای اشتغال به کار در مرکز مذکور، هنوز از سال گذشته تا به حال سرگردان و بلاتکلیف از عاقبت خود چشم انتظار دستور مقام محترم مدیریت کانون در اصفهان برای شروع به کارند و حضرات به تازگی مدعی تقبل هزینه بکارگیری یک نیروی خدماتی از طرف شهرداری برای کانون نیز شده اند!

شگفت انگیز تر این که امشب در لابه لای اخبار افتتاحیه این 20 مرکز!! دهانم از خواندن بخش دوم جملات ذیل از حیرت باز ماند:

مدیر کانون استان اصفهان ضمن قدردانی از مقام معظم رهبری، استاندار و مسؤولین شهری استان، از اختصاص 3 میلیارد ریال توسط استاندار به شهرداری‌ها برای تأمین هزینه‌های جاری و حقوق مربیان این مراکز تازه تأسیس شده تشکر کرد

بسی جای سوال و پیگیری دارد که مبلغ اشاره شده کی، چگونه و به کدام شهرداری ها داده شده و اگر قرار بوده استانداری به شهرداری ها بدهد چرا مبلغ مذکور را مستقیماً به جناب مدیرکل کانونها نداده اند؟

و در بخشی دیگر:

مدیر کانون استان اصفهان گشایش این مراکز را یک رویداد بزرگ فرهنگی در کشور می داند و می افزاید: تا امروز که نزدیک به نیم قرن از تأسیس کانون می‌گذرد تاکنون چنین روندی در ساخت کتابخانه به صورت هم‌زمان سابقه نداشته است  ...

وی توضیح داد که کانون این استان پیش از انقلاب 15 مرکز در حال فعالیت داشت که این عدد تا سال 1380 به 30 مرکز و اکنون به 60 مرکز رسیده است.

 حالا خودتان قضاوت کنید! چرا با وعده، شعار، آمار و تبلیغاتی فراتر از آنچه هست می خواهیم افتخار آفرینی کنیم؟

آیا بهتر نیست به جای تعریف از خود، کارنامه ای با خانه هایی خالی به مردم ارائه دهیم تا خود در آن نمره عملکردمان را وارد کنند؟ به راستی نمره ما از 20 چند می شود؟

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 |

پس از مدتها انتظار بالاخره سری جدید کتاب راهنمای تلفن خوانسار حدوداً یک ماه قبل راهی بازارشد.

فارغ از بحثهایی که در برخی وبلاگها در خصوص چگونگی انجام چاپ یا قیمت فروش آن مطرح گردیده، نکاتی در تورق این کتاب که تازه امشب موفق به ملاحظه جدی تر آن شدم به ذهنم رسید که ضمن تقدیر از نفس اقدام انجام شده، امید است مسوولین امر جهت چاپهای بعدی این موارد را مورد توجه قرار دهند:

کتاب راهنمای تلفن خوانسار

صرفه جویی در معرفی خوانسار!

در مقدمه کتاب در رابطه با معرفی خوانسار صرفاً به یک خلاصه برداری عجولانه و سطحی از احتمالاً فقط یک منبع اقدام شده و شاید به لحاظ صرفه جویی در هزینه ها و عدم تجاوز این معرفی از یک صفحه، متاسفانه حق مطلب بسیار ناقص ادا گردیده است.
در همین راستا دو سوم صفحه به معرفی جغرافیایی شهر و الباقی آن به اطلاعاتی ناقص از ابنیه و آثار تاریخی و علما و شعرای شهر اختصاص یافته است. البته این نقص در بسیاری از جزوات و بروشورهای معرفی گردشگری خوانسار نیز وجود دارد که اماکنی معرفی می شود که در حال حاضر وجود خارجی نداشته یا امکان بازدید گردشگر از انها وجود ندارد! مثلاً پل ساسون در این معرفی آمده در صورتی که نام امامزادگان احمد و محمود (علیهماالسلام) مورد فراموشی قرار گرفته است. و جالب این که مسجد آقا اسداله جزو ابنیه و آثار تاریخی قلمداد شده در صورتی که اثری از بنای تاریخی این مسجد وجود ندارد و نمی توان ساختمان نیمه تمام جدیدالاحداث آن را اثر تاریخی به شمار آورد، چرا که در این صورت بسیاری از اماکن تاریخی از بین رفته شهر از جمله تالارهای آیینه را نیز باید در این ردیف به حساب آورد.

و ای کاش در خصوص معرفی علما و شعرا نیز اشاره شده بود که: "برخی" از برجسته ترین علما یا شعرای این شهر عبارتند از... تا اگر خواننده ای ناآشنا با این شهر، اطلاعات ارائه شده را مطالعه کند تصور نکند خوانسار با داشتن همین تعداد عالم و شاعر خود را "مهد علم و فرهنگ و ادب" می داند.

  البته با توجه به روحیه فراموشی ما ایرانیان و رسم اعتقاد به یادآوری و نکوداشت بزرگان پس از درگذشت آنان، پس نباید گلایه ای از فراموشی نام استاد بنام خوشنویسی ایران، یدا... کابلی خوانساری، نمود و یا به لحاظ مکروه بودن ذکر نام و گرامیداشت یاد بزرگانی چون اساتید فقید آواز اصیل ایرانی: محمودی و ادیب خوانساری نباید تهیه کنندگان این مجموعه را به خاطر اشاره نکردن به نام این هنرمندان شهیر مورد سرزنش قرار داد.

اطلاعاتی به روز نشده

اما در خصوص اطلاعات ارائه شده باید گفت، متاسفانه به روز آوری نشدن بسیاری اطلاعات موجود در این کتاب، مشترکین و استفاده کنندگان را با ابهامات و اشکالات فراوان مواجه خواهد کرد و شاید آنان را همچنان از مشتریان پر و پاقرص سامانه  118 نگاه دارد که ذیلاً به مواردی از آن اشاره می شود:

شانس خود را امتحان کنید

یک از مهمترین اشکالات موجود در این کتاب راهنمای گمراه کننده! این است که در نشانیهای مقابل اسامی بسیاری از افراد به جای نام خیابان به نام محله اشاره شده و این مساله بسیار تاسف بار است. این مشکل وقتی دوچندان می شود که به عنوان مثال شما دنبال نامی می گردید که اتفاقا مشابه آن نام و فامیل در یک محل حداقل 5 مورد وجود دارد. شما مجبور خواهید شد با هر یک از این 5 شماره تماس حاصل نموده تا بالاخره فرد مورد نظرخود را پیدا کنید! البته بسته به شانس افراد ممکن است اولین شماره گرفته شده مربوط به فرد مورد نظر باشد! (در این خصوص نوشتن نام پدر افراد مذکور، جدا از آوردن نام خیابان می توانست راهگشا باشد.)

(جالب است که هم اینک برای یافتن شماره منزل ابوی محترم خود که 9نام و نام خانوادگی دیگر مشابه نام ایشان در دفترچه وجود دارد -جهت آوردن مثال برای مورد فوق- مراجعه نمودم که با کمال ناباوری متوجه شدم نشانی محل سکونتشان را محله دیگری عنوان نموده اند!!!)

شاید عنوان شود که همه خیابانها و کوچه ها دارای نام نمی باشند و یا این که مردم برخی از آدرسها را با نام محل می شناسند و با نام همه خیابانها به جز خیابانهای اصلی اشنایی ندارند. در پاسخ باید گفت: در حال حاضر اکثر خیابانهای اصلی دارای نام و تابلو می باشند و در صورتی که خیابانی فاقد نام بود، مخابرات می بایست مورد را از طریق شهرداری پیگیری و استعلام نماید. ضمن این که چاپ نقشه راهنمای شهر و خیابانها در یکی از صفحات کتاب می توانست مشکل دوم را حل نماید.

این اسمها سالهاست تغییر کرده!!

شاید اگر قرار بود اسم برخی از مسوولین شهر هم در کنار نام اداراتشان ذکر شود، در کتاب راهنمای تلفن شهرستان خوانسار هنوز از باقرصاد به عنوان شهردار و قلیشلی به نام فرماندار خوانسار  یاد می شد!

مدتهاست که خیابان امام حسین(ع) با احداث دو بلوار به دو قسمت تقسیم و محدوده ی معروف به پل نو تا سنگ شیر به بلوار سردار صادقی و از عمادیه تا میدان امام حسین(ع) به بلوار باران تغییر نام یافته است در حالی که در نشانی های موجود در این فاصله یا اسم محلات و یا نام خیابان امام حسین(ع) ذکر شده است! این اتفاق در بسیاری از نقاط دیگر قابل ملاحظه می باشد!

شماره یک مکان با اسامی مختلف!

داشتم نام اماکن عمومی را مشاهده می کردم که چشمم خورد به بخش امامزاده ها. عناوین ذکر شده به ترتیب این بود: احمد، باباترک، سید صالح و سید محمود! مطمئناً اگر در کل شهرستان بگردید از چهار مکان ذکر شده فقط سه مکان را پیدا خواهید کرد! تعجب نکنید چون امامزاده سید محمود همان باباترک است که با این بی دقتی و به ویژه جدا نوشتن دو مکان با فاصله از هم خواننده نااشنا را با مشکل مواجه می سازد!

البته این یک مورد خاص نیست!چرا که شماره های دانشکده ریاضی و کامپوتر هم در دو صفحه مجزا با عناوین "دانشگاه ریاضی و کامپیوتر" در ص 121 و"مرکز اموزش عالی خوانسار" در ص 126 آمده است. جالب تر این که نشانی ذکر شده برای این مکان در یک مورد "جاده اصفهان" و در موارد دیگر"بلوار نماز" ذکر شده است!

راستی "منظقه انتظامی خوانسار" نیروی انتظامی" و "ستاد منطقه انتظامی" با هم تفاوت دارد؟ آدرسها که ظاهراً یک مکان را نشان می دهد!

مرکز تلفن ایثارگران خیابان امام حسین با سونقان فرق دارد؟

از هیئت امام حسن مجتبی تا واگذاری زمین!

این ابتکار در دسته بندی اماکن واقعاً شاهکار بود! داشتم اسامی هیآت را به خیال این که اسامی دفاتر هیئت های عزاداری شهرستان است و با نام مبارک امام حسن مجتبی(ع) شروع شده بود، ملاحظه می کردم که بعد از نام مبارک امام موسی بن جعفر در ردیف یازدهم ناگهان رسیدم به "واگذاری زمین!" و در پایان "امناشهرک صنعتی" (دقیقا به همین شکلی که تایپ کرده ام!) شما باشید تعجب نمی کنید؟

آدرسهایی که جابه جاشده اند!

درست است که شاید نهادها و ادارات به دلیل عدم اطلاع نشانی جدید به مخابرات مقصر باشند اما به هر حال مردم نباید در این کم کاری به اشتباه بیفتند. آیا در شهر جایی به نام مجتمع آموزشی ایثارگران وجود دارد؟ آیا مهد کودک تربیت در بلوار جانبازان واقع شده؟ (اصلاً مهد کودک تربیت داریم؟) راستی درمانگاه شهید بهشتی در کجا قرار گرفته؟ درمانگاه شریعتی کجاست؟! چرا مدارس شهر فاقد نشانی هستند؟ بانک صادرات چند شعبه دارد؟

 

این اسامی مبهم!

 آیا شهرستان خوانسار در تیدجان کارخانه بازیافت (به معنای عمومی که مردم تصور می کنند) دارد؟  منظور از شرکت تعاونی چندمنظوره چیست؟ شرکت صنایع فلزی چند شعبه دارد؟ آیا هر سه شماره متعلق به یک شرکت است یا منظور کارخانه صنایع فلزی است؟ آیا فروشگاه مرغ شهباز شرکت ثبت شده است؟! راستی در عنوان دفتر، منظور از خدماتی یا نمایندگی سازمان چیست؟ دفتر اطلاعات چه اطلاعاتی به شهروندان می دهد؟

کدام شماره به مشترک مورد وصل می شود؟!

اگر شما با یک اداره با تشکیلات عریض و طویل کار دارید کدام یک از شماره ها را باید بگیرید تا طرف مقابلتان شماره دیگری را برای تماس به شما اعلام نکند؟ این مشکل در مورد برخی از اماکن عمومی پرمخاطب مثل شهرداری، شبکه بهداشت، بانکها و اماکن عمومی دیگر وجود خواهد داشت. شاید کمی همت و پیگیری از طریق ادارات و نهادهای مذکور و تنظیم لیستی از بخشهای مورد درخواست عموم و گنجاندن آن در کنار شماره های اعلام شده می توانست در این خصوص چاره ساز باشد.

اماکنی که مفقودند!

علیرغم اهمیت برخی از شماره ها گرچه ممکن است به نام اشخاص حقیقی ثبت شده باشد، اما نشانی از آنها در لیست اماکن کتاب راهنما به چشم نمی خورد- حداقل بنده نتوانستم پیدا کنم- یه نظر می رسد جای مکانهایی از جمله شرکتهای تعاونی مسافربری و آژانسها، بانک مهر، سالن ورزشی شهید زمانیدوست، و حتی شورای شهر –نمونه هایی که بر حسب اتفاق دنبال آن گشتم- در این کتابچه خالی است.

غلطهای املایی

در برخی از بخشهای این کتاب اشتباهات املایی به چشم می خورد که امید است اقدام به رفع آن گردد.

و در پایان:

آنچه ذکر گردید نه به قصد خرده گیری که صرفاً یک بررسی اجمالی از کتاب راهنمای تلفن خوانسار بود که علیرغم زحمات انجام شده زیاد برای تهیه آن، متاسفانه آن گونه که باید و شاید نیازهای شهروندان را بنا به دلایل ذکر شده برآورده نمی سازد.

 امید است با برنامه ریزی های صحیح تر، از هم اکنون اداره محترم مخابرات در رفع اشکالات موجود اقدام لازم را معمول تا انشاءا... در چاپهای بعدی شاهد چنین مشکلاتی نباشیم. پیشنهاد می گردد مخابرات با توجه به فراگیر شدن استفاده رایانه در منازل نسخه اصلاحی این کتاب را به صورت نرم افزاری به بازار عرضه نماید.

قرار دادن نسخه کامل شماره ها بر روی اینترنت و معرفی سایتی عمومی بدین منظور هم از دیگر راهکارهای مفید خواهد بود.

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در دوشنبه دوم دی 1387 |

در حالی که ناراحتی بسیاری از مردم خوانسار مبنی بر اعلام نام آقای نکونام، نماینده محترم دو شهرستان خوانسار و گلپایگان، تنها با عنوان "نماینده گلپایگان" در اخبار رسانه ملی در جریان استیضاح وزیر کشور سابق(کردان) فروکش نکرده است، باز هم در جریان رای اعتماد وزیر جدید و سخنرانی آقای نکونام-به عنوان مدافع- نه تنها رسانه ملی که اکثر خبرگزاریها نیز نام خوانسار را از کنار نام گلپایگان حذف و ایشان را صرفاً نماینده گلپایگان معرفی نمودند.
متاسفانه این حرکت "مشکوک" که اخیراً نمود بسیاری در غالب رسانه های جمعی داشته و با حذف نام "خوانسار" نگرانی فراموشی این شهر در مجلس و متعاقب آن در بین مسوولان دولتی را در ذهنها متبادر می نماید تنها به صدا و سیمای "مردمی" و آژانسهای خبری از جمله "خبرگزاری دولتی ایرنا" ختم نمی شود بلکه با بررسیهای انجام شده در سایت خبرگزاری مجلس شورای اسلامی نیز مشاهده می گردد که در چند خبر منتشره اخیر از نماینده محترم دو شهرستان در این سایت، صرفاً عنوان "نماینده گلپایگان" ذکر شده و خبری از خوانسار نیست.
این در حالی است که اخبار منتشره در همین خبرگزاری در زمان نماینده سابق با عنوان "یاوری نماینده خوانسار و گلپایگان" آورده شده است.
ضمن این که با جستجوی کلمه خوانسار و گلپایگان در این سایت به ترتیب نتایج ۱۱ و ۳۱ مورد حاصل می گردد که در مورد خوانسار ۵ مورد آن مربوط به مجلس هفتم بوده و سه مورد از ۶ مورد مجلس هشتم صرفاً اشاره به آمار منتخبین این دوره مجلس می باشد.
امید است با تذکر جناب آقای نکونام نماینده محترم دو شهرستان در مجلس شورای اسلامی که از چهره های مطرح خبری مجلس هشتم -با توجه به حضور فعال ایشان در مجلس و کمیسیونهای ذیربط- می باشند، در درجه اول خبرگزاری مجلس و متعاقب آن رسانه های گروهی کشور به ویژه رسانه های جمعی وابسته به دولت و خبرگزاریهای رسمی نام فراموش شده خوانسار را دوباره زنده نمایند.

--------------------------------------------------------------------------------------
پ ن ۱- از سایت خبرگزاری ایسنا به خاطر رعایت این موضوع صمیمانه سپاسگزاری می گردد.
پ ن ۲- طی چند پیام جداگانه به برخی از خبرگزاریها از جمله ایرنا و فارس در این خصوص پیامی اعتراض آمیز گذاشتم. شما هم در این رابطه اقدام کنید.

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 |

  مرد جوان با موتورش جلوي زن پيچيد. زن جوان مسيرش را عوض كرد. مرد دور زد و او را دنبال كرد.  زن به سمت ديگر پل رفت. مرد راهش را سد كرد و اجازه رفتن به او نداد. زن نگران به سويي ديگر روانه شد و مرد هم دوباره به دنبال او. و اين قصه همچنان تكرار شد. و دخترك زيبا جلوي پدر بر روي موتور نشسته تماشايشان مي كرد. مبهوت و هاج و واج!

صداي جيغ زن نگاهها را به سمت آنان متمركز كرد. زن به مرد مي گفت كه رهايش كند و برود اما فايده اي نداشت. زن شروع به دويدن در مسير كنار رودخانه كرد. مرد از موتور پياده شد و به سمتش دويد. زن هم دويد. بالاخره دست مرد به او رسيد. از خجالت رويم را برگرداندم تا آنچه اتفاق مي افتد را نبينم.


برچسب‌ها: طلاق, اورژانس اجتماعی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 |

دیروز خیابان امام شاهد ماجرایی تلخ و غم انگیز بود.کامیونی که حامل آجرهای سفالی بود از خیابان ثقه الاسلام شهیدی به دلیل آنچه که خلاص شدن دنده و ناتوانی راننده در کنترل آن عنوان شده است، در خیابان امام واژگون و سر کامیون بین دو چنار تنومند روبروی خیابان ثقه الاسلام شهیدی گیر کرد و راننده بیچاره در این میان جان خود را به جان افرین تسلیم کرد.

ساعت ۴ و نیم بود که از ماجرا مطلع شدم. به سرعت خودم را رساندم. جمعیت زیادی در محل حاضر بدند. نیروهای امدادی آتش نشانی و خدمات شهری شهرداری، اداره برق و جرثقیل هم در محل حاضر بودند. جرثقیل هر چه تلاش می کرد نمی توانست سر کامیون را از بین درختان خارج کند. چرخ جلوی کامیون داخل جدول گیر کرده بود و آجرها هم در طرف دیگر ریخته شده بودند.
با توجه به ناتوانی جرثقیل، نیروهای امدادی به لودر شهرداری متوسل شدند و پس از حضور لودر موفق به بیرون کشیدن سر کامیون از لای درختها شدند. بلافاصله نیروهای امدادی راننده را از اتاق له شده کامیون خارج کردند. جوان بیچاره! آنقدر معصومانه جان داده بود که نگاهش که می کردی انگار به خوابی زیبا فرو رفته بود. دفترچه مدارک توسط پلیس بازگشایی شد. میثم شفیعی. جوانی ظاهرا متولد ۶۲ از قهدریجان که در دستگرد اصفهان ساکن بودند. خدا به داد خانواده اش برسد. یکی از دوستان گفت او هفته گذشته برای ما بار آورده بود. ۹ تیرماه قرار بوده عروسی کند.
قسمت را می بینید؟ الله اکبر...
گوشه ای ایستاده بودم که یکی از کسبه با لحنی تند مرا صدا زد و گفت: به جای این که شهردار گیر بدهد به سد معبر، بیاید خیابانها را درست کند که از این اتفاقها پیش نیاید! گفتم: دوست عزیز، چرا همیشه دنبال متهم کردن این و آن هستیم؟ این مساله چه ارتباطی به شهرداری داشت؟ داخل شهر عبور کامیون ممنوع است ضمن این که بالای خیابان ثقه الاسلام هم تابلوی ورود کامیون ممنوع زده شده و متاسفانه این بنده خدا دقت نکرده و این حادثه پیش آمده که دو نفر دیگر که در نزدیکی ما بودند هم این مطلب را تایید نمودند.

البته این مساله طبیعی است که در این گونه مسائل برخی دنبال مقصری جز راننده می گردند. در صورتی که کمی احتیاط و توجه به قوانین می تواند زندگی افراد را نجات دهد.

اما مساله ای که در این میان بیش از هر چیزی مرا آزرد (و این مطلب را بیشتر بخاطر آن نوشتم) حضور و تجمع افراد متفرقه که بیشتر برای تماشا امده بودند و روند امدادرسانی و نیز بازگشایی خیابان را با اختلال مواجه می کردند است. افراد زیادی با موبایلهای دوربین دار خود شاید جلوتر از ماموران و امدادگران مشغول فیلمبرداری از گوشه و کنار این حادثه و حتی جنازه راننده بیچاره بودند به طوری که دائما ماموران مجبور به متفرق کردن انها بودند.
به راستی مفهوم این کار چیست؟ واقعا ضبط فیلم این حادثه دلخراش و لابد بلوتوث کردن آن برای همدیگر چه معنا و مفهومی دارد؟ آیا وجود موبایلهای دوربین دار مجوزی برای سرگرم شدن افراد در هر شرایطی است؟
به راستی استفاده ما ایرانیان از این تکنولوژی چیست؟ آیا بهتر نیست در کنار هر فناوری و دستگاه جدیدی فرهنگ استفاده از آن را هم بیاموزیم و به دیگران بیاموزانیم؟
یادمان نرود کلام زیبای سعدی را که فرمود:
بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چوعضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

 

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 |

هشداری که نتیجه نداد!

یک سال پیش که به عنوان عضو شورا همراه با سایر دوستان شورا، در جلسه یکی از دیدارهای عمومی فرماندار محترم با معتمدین محلات در فرمانداری شرکت کرده بودم، در فرصت کوتاهی که برای اظهار نظر گرفتم به موضوعی اشاره کردم:

 سالن اجتماعات هلال احمر خوانسار، در حال تغییر شکل و تبدیل به تالاری است که ظاهراً اسم ان را سالن چند منظوره معرفی کرده اند.

 بنده اظهار داشتم با توجه به این که چنین سالنی با قدمت چندین ساله آبروی شهرستان برای برگزاری مراسم و اجتماعات رسمی است و اگر قرار است بازسازی در آن انجام گیرد، به همان فرم سابق و با همان کاربری قبلی مورد استفاده قرار گیرد.

چیزی که در بین مردم به ویژه جوانان شایع شده بود این بود که یکی از اهداف این بازسازی تبدیل شدن مجموعه به یک تالار برای برگزاری جشنهای عروسی و مراسم است.

از سویی با توجه به این که یکی از تعهدات شورای قبل برای جذب سرمایه گذار به منظور احداث هتل بزرگ خوانسار، عدم صدور مجوز برای تالار پذیرایی توسط شهرداری تا زمانی که تالار احداثی هتل جوابگوی نیازهای منطقه باشد، بود -جدا از این که این تعهد درست یا غلط بوده- می توانست تهدیدی برای امنیت سرمایه گذاری در شهرستان باشد که اتفاقا این موضوع –تالار هلال- مورد اعتراض سرمایه گذاران هم قرار گرفته بود.

با وجود این فرماندار محترم این قضیه را چیزی در حد شایعه دانستند و جمله ای با این مضمون گفتند که اطلاعاتی که به شما رسیده غلط است و چنین مساله ای اتفاق نیفتاده است.

در این جلسه چند نفر دیگر از حضار صحبتهای بنده را تایید و به این موضوع اعتراض نمودند اما یکی از اعضای هیئت امنای هلال احمر خوانسار نیز این مطلب را قویاً تکذیب کرد.

شهردار خوانسار نیز در این جلسه هر گونه تغییر کاربری در سالن هلال را بدون مجوز شهرداری ممنوع اعلام کرد.

هدف ما تالار نیست

بلافاصله بعد از انتشار خبر این اعتراض، یکی دو روز بعد به دعوت امینی، مسؤول هلال احمر، همراه با ریاست محترم شورا و یکی دیگر از اعضای محترم، به هلال احمر مراجعه کردیم.

امینی در نشستی کوتاه به ارائه گزارشهایی مبنی بر خرج و مخارج نگهداری سالن و مقرون به صرفه نبودن آن اشاره کرد و گفت استفاده مفید این سالن در سال کلاً 10 روز بوده و ما قصد تبدیل آن به سالن چند منظوره داریم نه تالار! امینی یکی از اهداف این کار را فعال کردن این سالن در طول سال عنوان کرد.

وی اشاره کرد قصد داریم سالنهای بالا را هم به گونه ای طراحی کنیم که اگر مراسمی طولانی در اینجا برگزار شد و قرار بود پذیرایی در کنار ان صورت گیرد در همین مکان صورت گیرد و مهمانان مجبور نباشند برای غذا و پذیرایی به مکان دیگری عزیمت کنند.

در بازدیدی که از سالن در حال بازسازی صورت گرفت ملاحظه شد که شیب استاندارد یک سالن اجتماعات حذف و سالن به سه قسمت تخت غیر هم سطح تقسیم شده است.

خدمت ایشان عرض کردم که فکر نمی کنید در مراسمی که برگزار می شود با قرار دادن صندلی در هر قسمت نفرات پشت سری نمی توانند جلوی خود را راحت ببینند که وی اظهار داشت، ما در هر قسمت 2-3 ردیف صندلی می گذاریم و این مشکلی را ایجاد نمی کند.

امینی در توجیه مسدود شدن دید افراد در بالکن فوقانی گفت: قصد داریم با نصب 2 ویدئو پرژکتور تصویر را از پایین به بالا هم منتقل کنیم تا افراد طبقه بالایی هم از این نظر مشکلی نداشته باشند.

ضمناً یکی از توجیهات وی در خصوص طراحی سالن این بود که این کار توسط کارشناسان و متخصصین امر صورت گرفته و هر کسی نمی تواند در این خصوص اظهار نظر غیرکارشناسانه کند. (که البته طبیعی است که وقتی ما از طراح بخواهیم سالن چند منظوره طراحی کند نمی توان انتظار داشت که او سالن اجتماعات استاندارد با کاربری سینمایی طراحی نماید!)

به هر حال بنده سعی نمودم با دیدی مثبت به این مساله نگاه کنم. چرا که اکنون که به برکت وجود جناب آقای دکتر خاتمی ریاست محترم هلال احمر، بودجه ای برای بازسازی این سالن تخصیص یافته بود، ممکن بود برخی فضای عمومی شهر را مسموم و ملتهب کنند که فلانی دارد باعث می شود که این کار بزرگ عملی نشود. از سویی اعتقاد داشتم که با توجه به توضیحات این مسوول محترم، تا حصول نتیجه نباید پیش داوری کرد و منتظر نتیجه ماند.

بادا بادا مبارک بادا!

گرچه با اتمام بازسازی سالن که انصافا در کاربری تعریف شده جدیدش خیلی زیبا به نظر می رسد- گرچه بنده از اعتراضات قبلی خود در خصوص آن عقب نشینی ننموده ام-  تا کنون چندین مراسم رسمی در سالن سالن هلال برگزار گردیده است، اما در اولین هفته اردیبهشت (اگر اشتباه نکرده باشم) یک زوج خوشبخت، مراسم عروسی خود را در این تالار!  جشن گرفتند و بدین ترتیب یکی از "منظورهای" این سالن "چند منظوره" برای عموم به منصه ظهور رسید!

(در ضمن قطعاً مدیریت هلال احمر برای انجام چنین برنامه ای مجوزهای لازم را از مراجع ذیربط از قیبل اماکن و شهرداری دریافت کرده است (!!؟؟) که امید است مدارکی دال بر این موضوع برای ارائه داشته باشد.)

دست شما درد نکنه واقعاًواقعاً واقعاً!

اما پس از پایان این مراسم، در دومین هفته از اردیبهشت ماه اتفاقی دیگر در این مکان اتفاق افتاد که نشان داد این سالن مکان چندان مناسبی حداقل برای انجام کارهای فرهنگی نیست!

چندی پیش در وبلاگ خود به برگزاری مراسمی تحت عنوان راویان ملکوت در سالن هلال احمر اشاره کردم.

عصر روز یازدهم اردیبهشت بنا به دعوت دوستان عزیز دانشگاهی در این مراسم معنوی حضور یافتیم.

هنگام ورود به سالن فرعی غرفه های موجود و کارهای بسیار زیبا نشان از یک برنامه ریزی دقیق و زحمتی طولانی برای برگزاری چنین مراسم معنوی برای تجلیل و گرامیداشت یاد  و خاطره شهدای عزیز و ایثارگران سرافراز داشت.

چنان از این فضای معنوی سرمست شدم که در حین مراسم پیامکی به یکی از دوستان که از عوامل این برنامه بزرگ بودند ارسال داشته و مراتب سپاس و قدردانی خود را از دست اندرکاران این مراسم معنوی اعلام داشتم. دقایقی بعد پیامکی با این عنوان دریافت کردم: دست اندرکاران کتک خوردند. واقعا دست شما درد نکنه. واقعا واقعا واقعا

فکر کردم قضیه از این شوخی های معمول جوانها مثل "کتک خوردتیم!!" و از این دست شوخیهاست و خیلی آن را جدی نگرفتم. تا این که روز بعد مطلع شدم که درست در هنگام اجرای برنامه، مجری محترم  در پشت پرده برنامه مورد توهین قرار گرفته و از نوازش یکی از عزیزان وابسته به یکی از مسؤولین مکان مذکور تا جا داشته بهره برده و خلاصه حسابی شرمنده الطاف آیشان شده است، تا پاسخی شایسته زحمات و رنجها و تلاشهای این عزیزان گرفته باشند!!!

اینطور که آن دوست عزیز تلفنی به بنده اطلاع دادند، دانشجوی کتک خورده اجازه دخالت و حتی گزارش این موضوع را به دوستان نداده بود تا مراسم آبرومندانه برگزار شود و حتی بعد از آن هم گفته بود به اخترام خون شهدا کسی پیگیر مساله ننماید تا اجر آن نزد خود خدا محفوظ بماند. اما دوستان چنین جسارتی را نتوانسته بودند در دل خویش مخفی نگاه دارند و بالاخره بغض در گلو مانده شان شکست و ماجرا فاش شد.

بنده به محض اطلاع به یکی از مسؤولین رده بالای شهرستان پیامکی بدین مضمون ارسال نموده و خواستار پیگیری صحت و سقم موضوع شدم. از سویی دیگر یکی از این دوستان نیز با مراجعه به اعضای دیگر شورا به عنوان نمایندگان مردم خواستار پیگیری این امر شده بودند.

تا امروز که 16 روز از این ماجرا می گذرد پیگیری رسمی این مساله به صورت یک نامه از سوی دانشگاه به فرمانداری و فرمانداری به هلال احمر و پاسخ آن از هلال به فرمانداری و از انجا به دانشگاه انجام گرفته است. اما ظاهراً بر اساس شنیده ها جای متهم و شاکی در حال تعویض است و تازه مسؤول هلال احمر خواستار برخورد دانشگاه با فرد کتک خورده شده است!

بگذاریم آنگونه که دوست دارند اداره کنند...

متاسفم که مساله ای که می توانست با یک میانجیگری و عذرخواهی ساده یک مسؤول -که تنها خواسته دانشجویان برگزار کننده این مراسم است- ختم شود، دچار کاغذبازیهای اداری شده است و معلوم نیست به چه سرانجامی دچار شود!

اما بنده -در عوض- لازم می دانم به عنوان یک عضو شورا، از جامعه دانشگاهی و دانشجویان عذرخواهی کنم. عذرخواهی از این بابت که بارها و بارها در رسانه ها و محافل داد زده ایم خوانسار ظرفیت دانشگاهی شدن را دارد، خوانسار دارالمومنین است، خوانسار سرای شهداست... اما برخی به راحتی همه تلاش ما و گذشتگانمان را بر باد می دهند و با مهمانان دانشجویمان چنین می کنند.

شاید ما اشتباه کرده ایم. یا شاید عزیزان ادرس را اشتباهی امده اند. این سالن جان می دهد برای عروسی! برای جشن و شادی! کیف می دهد برای درآمدزایی.

می گویند یکی از وظایف هلال احمر این است: تسکین آلام بشری!! و چه تسکینی شد بر این آلام!

لابد آوای غم در و دیوار این سالن  را می آزارد و این گونه برنامه ها روح و روان آدمی را رنج می دهد.

پس بگذاریم آنها این سالن چند منظوره را آنگونه که دوست دارند اداره کنند...

 

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 |

در نهایت تعجب:
برای دوبانده کردن جاده خوانسار- دامنه که از مصوبات سفر ریاست محترم جمهور بود، به قدری بودجه برای امسال تخصیص داده شده که تا سنگ سفید را فقط بتوان دوبانده کرد!

در نهایت تعجب:
با گذشت دوسال از کلنگ زنی محل جدید احداث دبیرستان دکتر شریعتی و علیرغم قول مسؤولین استانی و کشوری تنها بخشی از خاکبرداری آن انجام شده است. قرار است که این ساختمان مهر امسال تحویل داده شده و آماده استفاده شود.

درنهایت تعجب:
از بودجه ۷ میلیاردی برای تکمیل کمربندی خوانسار امسال تنها ۵۰ میلیون تومان تخصیص یافته است.

در نهایت تعجب:
...


برچسب‌ها: کمربندی
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 |

با توجه به گذشت یکسال از فعالیت دوره سوم شورا، با کمال میل و با آغوش باز با اعتقاد به اینکه نقد لازمه اصلاح است، از کلیه عزیزان و سروران بازدیدکننده به ویژه همشهریان گرامی استدعا دارم نظرات، دیدگاهها، انتظارات و نیز نقدهای سازنده و پیشنهادهای ارزنده و همچنین طرحهای کاربردی خود در ارتباط با عملکرد و وظایف شورای اسلامی شهر خوانسار را جهت آگاهی اینجانب و نیز انعکاس به سایر دوستان عزیز در شورا در این قسمت درج فرمایند.
----------------------------------------------------------------------------------
پ. ن۱. با سپاس از عزیزانی که نظرات خود را در این قسمت گذاشته یا می گذارند. با احترام به کلیه نظرات داده شده، پاسخ نهایی سوالات را پس از خواندن کلیه نظرات عزیزان تقدیم حضور خواهم کرد.
پ. ن ۲. به اطلاع دوستان عزیزی که نگران سانسور مطالب هستند می رساند که هیچ یک از نظرات شما عزیزان سانسور نمی شود مگر خدای نکرده به شخص یا اشخاص خاصی اهانت شده باشد. ضمنا بخش نظرات بنا به نظر یکی از دوستان بدون تایید شده و مطالب مستقیما در معرض دید بازدیدکنندگان قرار می گیرد.

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 |

غلامحسین الهام، وزیر دادگستری و سخنگوی دولت، بعد از ظهر امروز مهمان خوانسار بود.
جدا از بحثهای حاشیه ای این مراسم که امیدوارم فرصت نگارش آن پیش بیاید، نکته ای که ذهن مرا به عنوان کسی که روزگاری نمایندگی خبرگزاری ایرنا، یعنی معتبرترین رسانه دولتی را عهده دار بودم به خود مشغول کرده، عدم حضور نمایندگی این رسانه دولتی فراگیر در شهر، حتی به همراه چهره های سیاسی و خبرساز کشور که نمونه چند روز گذشته آن حضور رییس کل هلال احمر کشور و استاندار و افتتاح دومین کارخانه چرم مصنوعی کشور در خوانسار و امروز سخنرانی الهام سخنگوی دولت نهم در این شهرستان بود.
تا این ساعت، خبرگزاری ایرنا این سه خبر را در خصوص حضور الهام در گلپایگان بر روی خروجی سایت خود قرار داده است، که با کلیک روی هر کدام می توانید از محتوای خبر مطلع شوید:

1-
فرماندار گلپايگان: برخي طرحهاي سفر رييس جمهوري70 درصد پیشرفت دارد
2-
سخنگوي دولت: همگرايي بين دولت و مجلس، "استبداد" نيست
3- سخنگوي دولت: فضاي انتخابات براي همه سلايق باز است

این در حالی است که سخنرانی الهام در خوانسار صرفاً در این چند جمله آن هم در سطرهای آخر خبر دوم گلپایگان قرار گرفته است:
سخنگوي دولت همچنين بعداز ظهر امروز درجلسه شوراي اداري شهرستان خوانسار شركت و بر ضرورت حضور گسترده مردم در انتخابات تاكيد كرد و از نزديك با مشكلات اين شهرستان آشنا شد.
ماجرا از چه قرار است نمی دانم. شاید دستهایی پنهان برای حذف نام خوانسار در کار است [؟؟! ]
رسانه دولتی ایرنا از یک سو و شبکه استانی صدا و سیما سویی دیگر، خوانسار را با همه بزرگیها و افتخاراتش کوچک و کوچکتر نشان می دهند و قلم تبعیض و بی عدالتی را عملاً بر روی نام خوانسار می کشند. حتی اخیراً تنها دلخوشی شبانه خوانساریها در سیمای استان یعنی اطلاعات آب و هوای شهرستان تبدیل به دو خط تیره کوتاه شده است!!
قطعاً پیگیری جدی آنچه که گفته شد  یکی از مسائلی است که رسماً در دستور کار شورای شهر قرار خواهد گرفت و امید است امام جمعه محترم و فرماندار عزیز، که به طور یقین خواستار و پیگیر این موضوع بوده اند، نیز همگام و همسو با شورا، تاکیدات و جدیت بیشتری نسبت به قبل در این خصوص معمول داشته تا بتوانیم حق و حقوق شهرمان در این بخش را دوباره احیا کنیم.

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 |

فردا غلامحسین الهام، سخنگوی دولت دکتر احمدی نژاد قرار است در خوانسار باشد.
ساعت ۱۱و ۳ دقیقه صبح
امروز خبرگزاری غیر دولتی خوانسار این خبر را اعلام کرد! 
نیم ساعتی بعد که با مهندس کاویانی، شهردار محترم، موضوع را مطرح کردم ایشان گفتند که در جریان امر قرار گرفته اند. البته
اطلاع ایشان از موضوع هم به خاطر درخواست صندلی از شهرداری برای بردن به سالن هلال احمر بوده و گرنه هیچ گونه اعلام رسمی در این خصوص تا کنون نه به شورا و نه شهرداری صورت نگرفته است.
پنج شنبه گذشته هم از طریق مدیر محترم همین خبرگزاری مطلع شدیم که استاندار اصفهان در مراسم تعزیه قودجان حضور دارد و تا امدیم خودمان را برسانیم متوجه شدیم که همراه جناب فرماندار در راه اصفهان هستند.
اگر دو روز زمان را به عقب برگردانیم حضوری دیگر از استاندار محترم در شهرستان به منظور شرکت در مراسم افتتاح کارخانه نساجی هلال به همراه رییس کل محترم جمعیت هلال احمر کشو
ر را شاهد خواهیم بود.
امروز پس از شنیدن این خبر با خود اندیشیدم که حضور عجولانه مسؤولین در شهرستان و رفت و آمد گاه بی سر وصدا که حتی نمایندگان مردم هم از ان مطلع نمی شوند و یا مجال گفت و گوی مستقیم و بی واسطه مردم یا نمایندگانشان با آنها فراهم نمی شود چه منفعت ملموسی برای شهر دارد؟


برچسب‌ها: سفر استاندار
ادامه مطلب
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 |

عصر سه شنبه 7 اسفندماه 86، با حضور دکتر خاتمی، رییس جمعیت هلال احمر کشور، استاندار اصفهان، مدیرکل جمعیت هلال احمر استان و همراهان و همچنین مسؤولین و معتمدین محلی، فاز اول دومین کارخانه چرم مصنوعی کشور که با هزينه اي بالغ بر 5/2 ميليارد تومان در زميني به مساحت  2 هکتار و توليد ساليانه 30 ميليون متر چرم مصنوعي در شهرک صنعتی خوانسار توسط کارخانجات نساجی هلال احداث شده است و همچنین سالن چند منظوره هلال احمر این شهرستان، به بهره برداری رسید.

ساعاتی پیش با جستجو در سایتهای مختلف خبری به وِیژه سایت رسمی دولت یعنی خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) و همچنین سایت هلال احمر کل کشور و استان اصفهان متاسفانه کوچکترین خبری در این خصوص نیافتم .

جالب این که تنها منبعی که به انتشار اخبار این مراسم پرداخته، وبلاگ "خبری خوانسار" بود که به عنوان یک منبع خبری غیر رسمی، بیشترین اخبار منطقه را منتشر می کند.

برای اطلاع شما عزیزان بد نیست بخشی از اخبار منتشر شده بر روی سایت رسمی خبرگزاری ایرنای اصفهان، در روز گذشته را به اطلاع شما برسانم و قضاوت درباره ارزش خبری موضوعات مطروحه با خبر مورد اشاره را بر عهده شما عزیزان و مسؤولین محترم واگذار کنم:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در پنجشنبه نهم اسفند 1386 |

در کشور ما به عنوان یک  کشور اسلامی که روابط اجتماعی و دینی نقش بزرگی را در مناسبات سیاسی ایفا می کنند، حضور مسؤولین در کنار هم و ابراز شعف از موفقیتها یا اظهار همدردی مصیبتهای یکدیگر علاوه بر تحکیم روابط انسانی فیمابین آنان منجر به افزایش روحیه همکاری در کلیه امور و نگرش مثبت مردم به وحدت و همدلی مسؤولین خواهد شد.

شهردار یکی از مسؤولین ارشد یک شهر است که _ شاید اگر نگوییم در تمام _ در اکثر برنامه های شهر حضور فعال و گسترده ای دارد و به ویژه در شهری چون خوانسار تعامل سازنده مهندس کاویانی به عنوان شهردار شهر، با ادارات، سازمانها و نهادهای مختلف نقش ارزنده و مثبتی را در روند پیشرفت امور شهر ایفا نموده است. ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در جمعه سوم اسفند 1386 |
 6=1

امروز صبح دختر یکساله مان را برای قد و وزن به درمانگاه برده بودیم.

 بیرون از درمانگاه توی اتومبیل منتظر همسرم ماندم تا اینکه او از درمانگاه برگشت و گفت که خانمهای شاغل در بخش مربوطه گفته اند که شیرخشکهایی که به صورت کوپنی از داروخانه برای بچه تهیه می کردیم میکروبی است و از دادن آن به کودک باید پرهیز کرد.

برایم خیلی جالب بود. فرض کنیم که ما امروز به درمانگاه سر نمی زدیم، آیا نباید هیچ اطلاعی در این خصوص به خانواده داده می شد؟ در حالی که مادران در درمانگاه دارای پرونده می باشند و کاملا مشخص است که به چه کسانی کوپن شیرخشک داده شده است.

البته خوشبختانه ما به جز یک ماه به کودکمان از شیرخشکهای مرحمتی وزارت بهداشت که به صورت یارانه ای و از طریق کوپن در داروخانه ها توزیع می شود نداده بودیم.

نوبت اول که برای گرفتن شیرخشک مراجعه کردیم دیدیم شیرخشکی با نام مولتی توزیع می شود که در بسته های مقوایی بود و حتی از نظر شکلی هم متفاوت بود. سری دوم خواستیم که آنرا با شیر خشکهای دیگر تعویض کنیم. سه تا از این شیرخشکهای مرحمتی را به داروخانه دادیم (به قیمت 1500 تومان) و 1500 تومان دیگر روی آن گذاشتیم تا یک شیر خشک متوسط به نام بیومیل گرفتیم!! بگذریم که یک آقایی گفت اگر مصرف نمی کنید می توانید به مرغداریها بفروشید برای مرغها استفاده می کنند!!

بسیار متاسفم. دست کم 6 جعبه شیرخشک یارانه ای قیمتی معادل یک قوطی شیرخشک متوسط داشته باشد و تازه بعد از این همه لطف و مرحمت میکروبی هم از کار در بیاید.

...

به راستی چه کسی باید پاسخگو باشد؟؟

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در شنبه سوم آذر 1386 |

 گرچه اعتقاد دارم جوانان و نوجوانان بالاخره به مکانی هم برای تخلیه هیجانات خود نیازمندند اما برخی شعارهای تماشاچیان با فرهنگ اصیل و ریشه دار خوانساریان در زمینه ی ادب  مهمان نوازی بسیار در تضاد بود به طوری که حتی تا آخرین لحظات ترک سالن و پس از اتمام بازی عده ای به قول امروزیها تماشاگرنما با سر دادن شعر واویلا واویلا به تحقیر تیم داران پرداختند. گویی دشمنانی سرکش را به جای خود نشانده بودند!!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط خسرو دهاقین در شنبه بیست و یکم مهر 1386 |

شب میلاد مبارک حضرت امام حسن مجتبی(ع) کریم اهل بیت عصمت و طهارت بر همه شما عزیزان گرامی باد.

از فرمایشات گهربار حضرت امام حسن(ع) است که: اَحسَنُ الحَسَنِ حُسنُ الخُلق «بهترین نیکوییها خوش اخلاقی (برخورد نیکو) است»

و اما:

امروزه متاسفانه به دلایل مختلف حضور جوانان و خانواده ها در مجالس مذهبی (به ویژه به شیوه سنتی) و در مساجد، بسیار کمرنگ به نظر می رسد.

یکی از دلایلی که به ذهن اینجانب می رسد آشنا نبودن برخی وعاظ و مجلس گردانان به ویژگی ها و نیازهای روحی مخاطبان به ویژه جوانان و نوجوانان و پاسخ به سوالات متعدد فراروی آنان با توجه به ذهن خلاق، پویا و جستجوگر آنان است.

امشب در مجلس جشنی به مناسبت میلاد مبارک امام دوم شیعیان پای منبر یکی از وعاظ محترم بودم که علیرغم انتظار شنیدن سخنانی در خصوص شخصیت والای آن حضرت و به ویژه زندگی اجتماعی و سیاسی ایشان که پر از نکته های ظریف و دقیق است مطالبی شنیدم که به نظرم شأن و منزلت ائمه را به جای ترفیع، زیر سؤال می برد.

یکی از مسائل (که بی توجه به حضور زنان و دختران و پسران نوجوان در مجلس مطرح شد) این بود که امام حسن(ع) و سایر ائمه ختنه شده به دنیا می آمدند و حتی حضرت زهرا(س) نیز عادت ماهیانه نداشتند. (البته بنده صحت یا سقم این مطلب یا مطالب ذیل را نمی خواهم تایید یا رد کنم)

نکته دیگر این بود که تفاوت سنی امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را 6 ماه اعلام کردند و حتی گفتند پیامبر اکرم(ص) یکسال (یعنی12 ماه) در شکم مادر بودند!

این روحانی محترم همچنین در بخش دیگری از سخنان آن حضرت را از سینه به بالا بسیار شبیه پیامبر خواندند و گفتند که روزها جمعیت زیادی برای دیدن ایشان می آمدند از بس که ایشان زیبا بودند.

واقعاً از شنیدن چنین سخنانی بهت زده شدم. چرا که به فرض صحت تمام این موارد واقعا یک سخنرانی نیم ساعته در مورد امام حسن(ع) باید بخش عمده آن به مسائلی از این دست پرداخته شود؟

وانگهی جوان امروز بعد جملاتی را که می شنود کلمه به کلمه حلاجی می کند و به آن می اندیشد. مگر نه این است که آنچه یک امام را از مردم متمایز می کند عصمت وی و ارتباط وی با منبع وحی است نه تفاوت جسمی وی. و مگر نه این است که خدا به رسول خود می فرماید: قُل انّما اَنا بَشَرٌ مثلکُم یوحیَ الیّ... ای پیامبر بگو من هم بشری مثل شما هستم (فقط) به من وحی می شود0

در خصوص تفاوت سنی دو امام یعنی 6 ماه چگونه می توان از نظر پزشکی آنرا توجیه نمود؟

و در مورد آخر شخصیت والای امام آنچنان تنزل یافته که نعوذ بالله گویا مردم برای تماشای ایشان رجوع می کردند نه برای کسب فیض و هدایت از محضر ایشان. این موضوع متاسفانه در عزاداریهای محرم و صفر نیز نمود پیدا کرده تا آنجا که به جای پرداختن به اصل موضوع پیام خون سیدالشهدا به مسایل حاشیه ای گاه کاملا غیر واقع پرداخته می شود.

امیدوارم خطیبان معزز به این نکته توجه کنند که با گزینش دقیق مطالب و روایات معتبر و انتقال آن به نسل امروز و پرهیز از مسائل سطحی و حتی شبهه ناک در سندیت موضوع، زمینه گرایش بیشتر نوجوانان و جوانان به اصل دین و ائمه معصومین(ع) را فراهم آورند نه موجبات گسستن و ایجاد شک و شبهه در اعتقادات و بینش و نگرش آنان .

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در پنجشنبه پنجم مهر 1386 |

تامین حداقل امکانات رفاهی در شهر زیبای خوانسار با طبیعتی زیبا و دلپذیر، شاید بهانه ای کوچک و دلخوش کنکی اندک برای کسانی باشد که سالهاست به عشق خاک پاکشان سختی ها و مشکلات را به جان خریده و در وطن مانده اند.

امروزه نسل جوان و نوجوان و حتی کودکان که نقش هدایت بخشی و جهت دهی بسیاری از تصمیم گیریهای جمعی خانواده بر اساس نظرات آنان است یکی از عوامل تاثیرگذار در مهاجرت از خوانسار محسوب می شوند.

عدم وجود بازار کار مناسب، امکانات آموزشی لازم و همچنین وسایل رفاهی و تفریحی شاید همه بهانه هایی برای گریز از این شهر زیبای غریب باشد.

در سالهای اخیر با حمایتهایی که در برخی قسمتها به ویژه بخش گردشگری (هرچند اندک) صورت گرفته است جذب سرمایه گذاران، شرایطی را هم  برای گردشگران و هم برای ساکنان و شهروندان خوانساری فراهم کرده است.

هتل بزرگ خوانسار و نیز فاز اول شهربازی، تنها دو نمونه ای است که در یکی از معروفترین پارک های طبیعی استان یعنی سرچشمه با حمایت شهرداری راه اندازی شده است.

اینک که پس از سالها با پیگیری شهرداری خوانسار و قرارداد با یک شرکت تولیدکننده وسایل بازی در یکی از شهرهای نزدیک، نصب چند دستگاه ساده بازی از قبیل کشتی صبا، ماشین برقی، قصر بادی و همچنین استخر توپ، بارقه امید را در چشمان خانواده های خوانساری و نیز مسافران و گردشگران ایجاد نموده است، اما متاسفانه چند تن از شهروندان که شاید تعداد آنان به انگشتان یک دست هم نرسد پس از گذشت مدتی از کار دستگاهها که با رضایتمندی بسیار مردم همراه بوده است با مراجعه به مراجع مختلف از فرمانداری گرفته تا دفتر امام جمعه و  شهرداری و شورا  اظهار داشته اند که کار این دستگاهها در شب (که وقت اصلی استفاده خانواده ها و متعاقب آن درآمد این دستگاهها می باشد) موجب سلب آسایش آنها شده است!!

مع الاسف علیرغم کوششها و مذاکرات انجام شده شورا با این افراد نتیجه ای حاصل نشد و طبق بررسی های به عمل آمده موضوع آنچنان که آنان مطرح می کردند نبوده است.

(حتی گزارشهای غیر رسمی حاکی از این است که یکی از کسبه  پارک به دلیل کاهش درآمدش به خاطر راه اندازی این دستگاهها به تحریک سایرین پرداخته است.)

به هر حال علیرغم درخواست فراوان مردم و مقاومتهای شورا و شهرداری برای حمایت از این امر، متاسفانه یکی از مراجع تصمیم گیری شهر در جلسه ای بدون حضور شهردار و شورای شهر و استماع نظر آنان اقدام به صدور دستور تعطیلی کشتی صبا از ساعت 9 شب به بعد نموده که این امر موجبات نارضایتی غالب خانواده ها و همچنین پیمانکار را فراهم آورده و موجب ضرر و زیان فراوان وی شده است!

اتخاذ چنین تصمیمی آنهم در شرایطی که جذب سرمایه گذاران برای توسعه همه جانبه شهر امری ضروری است، به نظر می رسد تهدید بزرگی برای آینده خوانسار باشد.

متاسفانه باید گفت، چنانچه این موضوع به همین منوال ادامه یابد و مسؤولین امر بدون بررسی دقیق و کارشناسانه و با هر اظهار نظری اقدام به تشکیل جلسات امنیتی و چنین تصمیم گیریهایی نمایند ضمن غافل ماندن از مسائل کلیدی و اصلی جامعه، بدعتی نو برای دخالت غیراصولی برخی از افراد تندرو در تمام اقدامات و کارهای انجام شده در شهر به وجود خواهد آورد و آنجاست که باید فاتحه سرمایه گذاری در شهر خوانسار را برای همیشه خواند.

امید است مسؤولین امر با در نظر گرفتن شرایط کل جامعه و نظرات اکثریت شهروندان، شرایطی مساعدتر برای ماندن و آبادتر ساختن شهر فراهم نمایند.

نوشته شده توسط خسرو دهاقین در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 |